محمد قنبرى

324

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

نوح بن ابى مريم گفته شد « اين احاديثى كه دربارهء فضايل سوره‌ها به ابن عباس نسبت مىدهى ، در بين خود اصحاب ابن عباس وجود ندارد » . او جواب داد : « چون ديدم مردم از قرآن روى گردانده‌اند و به فقه ابو حنيفه روى آورده‌اند ، اين احاديث را ساختم » . ابن حيان دربارهء ابو عصمه مىگويد كه « جمع كل شىء الا الصدق » و همچنين از ابو مهدى نقل مىكند كه به مسيرة بن عبد ربه گفت « اين احاديث را از كجا آورده‌اى كه هر كسى فلان سوره را بخواند ، اين مقدار ثواب مىبرد ؟ » . او پاسخ داد : « آنها را جعل كردم تا مردم را بدان سوره‌ها ترغيب كنم » . و همچنين ، كسى از مؤمل بن اسماعيل پرسيد كه فلان روايت را از چه كسى نقل مىكند . پاسخ داد كه از فلان شيخ . سائل ، از آن شيخ پرسيد كه از چه كسى نقل مىكند . . . و به همين ترتيب ادامه داد تا به آخرين شيخ . از او پرسيد كه از چه كسى نقل مىكند . او دست سائل را گرفت و به درون منزلى برد كه عده‌اى از متصوفه در آنجا بودند و اشاره كرد كه از اين شيخ نقل مىكنم . سائل ، از شيخ صوفى پرسيد كه وى از كجا اين روايت را نقل مىكند ؛ پاسخ داد كه « ما ديديم مردم از قرآن روى گردان شده‌اند ؛ لذا احاديثى را ساختيم تا دل‌هاى مردم را متوجه قرآن كنيم » . به دنبال اين مطالب ، مؤلف ، اشكال را متوجّه عده‌اى از مفسران ( نظير واحدى ، ثعلبى و زمخشرى ) مىكند كه اين روايات ساختگى را در تفسيرهاى خويش آورده‌اند و توجهى به هشدار دانشمندانى كه گفته بودند اين احاديث ساختگى است ، نكرده‌اند . 2 . دومين قسمت از احاديث ساختگى ، احاديثى است كه جهت نزديك شدن به حاكمان ساخته شد . نقل مىكنند كه غياث بن ابراهيم در حضور مهدى عباسى بود . مهدى از پرنده‌اى كه از جاهاى دور آمده بود ، تعجب كرد . غياث ، روايتى از پيامبر نقل كرد كه پيامبر فرمود : « در چهار چيز ، مسابقه جايز است و يكى از آنها پرنده است » . مهدى دستور داد كه هزار درهم به او پرداختند . وقتى كه رفت ، مهدى گفت : شهادت