محمد قنبرى
305
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مورد ديگر ، كلمه « غان » در باب « البدع والرأى والمقاييس » است كه « عان » آمده است و از تحريفات و تصحيفات زشت به شمار مىرود . 4 . بحثهاى رجالى . اين بخش ، بسيار گسترده است و لازم است به خاطر اين كه ميرداماد ، تعليقاتى بر كتاب « رجال الكشّى » نيز نوشته است ، بحث مستقلى اين زمينه صورت پذيرد . 5 . شرح و تفسير روايات . او در اين بخش ، از مسائل مختلف فقهى ، تاريخى ، فلسفى ، عرفانى و . . . بهره جسته است . 6 . استفاده از روايات ساير كتب روايى . ميرداماد با استفاده از رواياتى كه در ساير كتب حديثى آمدهاند ، به شرح و توضيح روايات كتاب كافى پرداخته است . به منظور شناساندن كتاب ، به برخى از تعليقات ميرداماد اشاره مىشود : نمونههايى از تعليقات ميرداماد كتاب العقل والجهل در تفسير روايت « أقبل فأقبل » ، دربارهء عقل مىگويد كه منظور از آن ، امر تكوينى ايجادى است ، نه امر تكليفى تشريعى . سپس ادبار و اقبال را از تزايد و تنقّص عقل انسانى ( قوه عاقله ) مىداند . او معتقد است كه به سبب اين ويژگىها ، عقل انسانى ، محبوبترينِ خلق در نزد خداوند و مستحق امر و نهى تكليفى تشريعى شده است . در ذيل روايت « إنّ أبدانكم ليس لها ثمن الا الجنة » آورده است : اين كه در روايت مىفرمايد بدنهاى شما بهايى جز بهشت ندارند ، اشاره به اين است كه خداوند متعال ، بهاى نفس مجرّد شماست . گويا امام فرموده است : بدنهايتان ، بهايى جز بهشت ندارند ؛ پس آنها را به غير بهشت نفروشيد و بهاى جانهاى مجرّدتان ، فناى مطلق در خداوند است ؛ آنها را هم به بهايى جز خداوند و فناى مطلق شدن در او معامله نكنيد . همچنين ، اضافه بدن به ضمير خطاب ، مؤدّى اين معناست كه جوهر انسان ، نفس ناطقه است .