محمد قنبرى

282

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

ديده و مطالعه كرده‌ام و يكى از صفحات مكرر آن را هم به من لطف فرموده است . « 1 » در هر صورت ، چه بگوييم كتاب تكميل شده و بخشى از آن به چاپ رسيده ، و چه بگوييم تكميل شده بود ، اما هيچ مقدار از آن چاپ نشده ، و چه بگوييم هنوز به طور كامل آماده چاپ نبوده ، و چه بگوييم حتى يادداشت‌هاى كنار كتاب‌هاى حديثى ايشان جمع‌آورى نشده بوده ، اين مطلب قطعى است كه اثرى از اين كتاب بسيار ارجمند در دست نيست و نسخه‌هاى كتاب‌هاى حديثى كتابخانه ايشان كه موادّ اين تأليف در آنها بوده نيز متفرق شده و تقريباً از بين رفته است . نمونه‌اى از اين تأليف گرانقدر دو نسخه خطى از كتاب شريف الكافى كلينى ، شامل فروع الكافى ، كه از مصادر اين تأليف بوده و يادداشت‌هاى مرحوم مير سيدمحمد هاشم خوانسارى به خط وى در آنها موجود است ، يكى در كتابخانه علّامه آقا سيد محمدعلى روضاتى در اصفهان و ديگرى در كتابخانه يكى از علماى قم نگهدارى مىشود . اين‌جانب بيست و پنج سال قبل با امانت گرفتن اين دو نسخه ، آن يادداشت‌ها را به نسخه فروع الكافى خود ( ج 3 ، 4 ، 5 ، 6 و 7 ) منتقل نمودم و در اين ايام ، مناسب ديدم كه آنها به عنوان نمونه‌هايى از اين اثر گرانقدر منتشر شود ؛ به اين اميد كه با توجه به اين كه استفاده از مصادر در زمان ما بسيار آسان شده ، برخى از فضلا و محققان با سرمشق قرار دادن اين نمونه‌ها ، اثرى مانند كتاب اصول آل الرسول مرحوم خوانسارى بيافرينند . 1 . الكافى ، ج 3 ، ص 4 ، حديث دوم : فيه قاعدة نفى الحرج . 2 . ج 3 ، ص 10 ، حديث ششم : فيه حكم المشتبة المحصور .

--> ( 1 ) . شايد اين كه بخشى از كتابى چاپ شود و ادامه پيدا نكند و از آن بخش هم فقط يك نسخه ديده شود ، بعيد به نظر آيد ؛ امّا براى خود حقير اين مسأله پيش آمد كه بخشى از يكى از تأليفاتم را چاپ كردم و سپس به خاطر عدم مرغوبيت چاپ از ادامه آن چاپ منصرف شدم ؛ اما يك نسخه از آن در كتابخانه خودم بود .