محمد قنبرى
215
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
اطاعت مداوم به دست آورده است . زيرا ارتكاب گناه به دو دليل است : عدم آگاهى بر زشتى عمل يا مغلوب بودن عقل در مواجهه با شهوات ، كه معصوم از هر دو مورد بر كنار است . همچنين از خطا به دور است ، چون در دل واقعيات زندگى مىكند و امكان خطا براى او نيست . ادله عقلى عصمت 1 . ممكنات در وجود و عدم به علتى از غير جنس خود احتياج دارند ، از سوى ديگر بشر ممكن الخطاست و رفع خطا فقط با رجوع به معصوم - كسى كه از خطا مبراست - امكانپذير است و اگر مرجع را معصوم ندانيم به تسلسل يا دور مىرسيم كه باطل است . 2 . دليل احتياج به عصمت در امام ، جواز خطا در برابر مردم است ، چون اگر امام معصوم نباشد با مردم در امكان خطا همانند است . پس خود به امامى كه خطا نكند احتياج دارد كه اگر اين امام معصوم باشد خود اوست و در غير اين صورت به تسلسل مىانجامد ، و يا اين امام از مردم است در حالىكه مردم خود به معصوم نياز دارند ، و اين دور است . 3 . خود مفهوم امام متضمن عصمت است ، چون امام كسى است كه به او ائتمام مىشود ، پس اگر گناه براى او جايز باشد دو حالت پيش مىآيد يا با وجود گناه به او اقتدا مىشود يا نمىشود . در فرض اول خداوند امر به گناه كرده است ، به سبب آيهء : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » ، « 1 » و در فرض دوم امام از امامت خود خارج است . بنابراين براى رفع تناقض بين ائتمام به امام و وجوب امر و نهى بايد وجود معناى عصمت در واژه امام را بپذيريم . ادله نقلى عصمت آيه اول : فرمايش خداى متعال به ابراهيم عليه السلام : « قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » . « 2 »
--> ( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 59 . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيهء 124 .