محمد قنبرى
161
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
هنگامى كه او را به اندام برآوردم » ( موسوى گرمارودى ) يا « چون آفرينشش را به پايان بردم » ( عبدالمحمّد آيتى ) يا « او را مردى كامل كردم » ( علامه حسنزاده ) استفاده مىكرد تا جمله روشنتر شود . 7 . بعضى از بابهاى كافى اينگونه ترجمه شدهاند : باب أدنى المعرفة : بابى دربارهء كمترين درجهء خداشناسى باب المعبود : بابى دربارهء پرستش شده ( معبود ) باب الكون والمكان : بابى دربارهء بودن و مكان و حال اينكه « كمترين درجه خداشناسى » يا « خداشناسى » و « پرستش » و « وجودشناسى » سادهتر و براى عنوان مناسبترند . ديگر اينكه بعضى از مطالب ترجمه بايد به پاورقى منتقل مىشدند : 1 . آدرس آيات قرآن ؛ 2 . نشانى كتابهايى كه براى توضيح و تفسير بيشتر ارائه شدهاند ؛ 3 . ترجمهء بعضى القاب روات ؛ مثلًا ابان زيات كه به ابان روغن فروش ترجمه شده است . « 1 » 4 . بعضى نكتههاى توضيحى مترجم ؛ اگر چه با پرانتز آنها را مشخص كرده است ؛ مثلًا در ترجمه « . . . وأمر إبراهيم أن يذبح إسحاق . . . » نوشته است : « به حضرت ابراهيم عليه السلام دستور داد كه اسحاق ( و به قول مشهور ، اسماعيل ) را سر ببرد » . « 2 » سخن آخر اينكه پيشنهاد مىشود : ترجمهها تفسير گونه باشد تا همهء نكات دانستنى - توضيح و تبيين مسائل نهفته در روايات - را در بر گيرد . و براى سهولت در چاپ و استفاده خواننده ، به جاى آنكه متن در يك صفحه و ترجمه در طرف ديگر قرار گيرد و مترجم را در تنگناى جا قرار دهد ، هر روايت يا هر جمله از روايات با ترجمهء تفسير گونهء خود ، پشت سر هم تنظيم شود و به چاپ برسد . « 3 »
--> ( 1 ) . ج 1 ، ص 473 ، ح 579 . ( 2 ) . ج 1 ، ص 325 ، ح 383 . ( 3 ) . براساس پيشنهاد دكتر سيد عبدالوهاب طالقانى در مجلهء ترجمان وحى ، ش 17 ، مقالهء « ضرورت تحولى فراگير در ترجمه قرآن كريم » .