محمد قنبرى
145
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
2 . اصول و قواعد برآمده از تعاليم پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام . 3 . مبادى و ضوابط ضرورى دستگاه منطق . 4 . قواعد و عناصر عمومى فلسفه . 5 . اصول و قواعدى كه خود در تفكر فلسفى بدانها رسيده است . 6 . مدركيت عقل به عنوان حجت داخلى بدانگونه كه در لغت امامان عليهم السلام آمده . 7 . تطابق عقل و شرع . 8 . اتحاد احاديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام بهسانى كه حديث آخرين امام عليه السلام حديث نخستين امام عليه السلام و حديث امامان عليهم السلام حديث پيغمبر صلى الله عليه و آله و حديث پيغمبر صلى الله عليه و آله حديث امامان عليهم السلام است . مختصات شرح صدر المتألهين اكنون پس از گزارش مبادى شرح مذكور ، چندى از مختصات آن نيز برشمرده مىشود : 1 . انسجام آن با مجموعههاى اصولى عقلى و شرعى به مثابهء يك شرح كلاسيك . 2 . اكتشافى بودن شرح ، بدين معنا كه وى درصدد كشف معانى از ابزار كلام است ، نه در پى تثبيت يك رأى و آنگاه تطبيقش بر احاديث . بسيارى از شروح ديگر نيز اين خصلت را دارند ، اما برخى از شروح يا تفاسير اينگونه نبوده و در پى دريافت و كشف نيستند ، از پيش آراء يا مذاهبى را مفروض گرفته و با آنها به سان مدلولات نصوص رفتار مىكنند . سپس آراء يا مذاهب مذكور را بر نصوص تحميل كرده يا نصوص را بر آنها تطبيق مىدهند . اين قبيل از شروح و تفاسير تنها ابزارى براى تثبيت آراء و مذاهب صاحبان آنهايند ، بىآن كه گامى در راستاى آشكارسازى نهفتههاى آيات و احاديث بردارند . در اينجا بايد يادآور شد كه مختصهء كشف ، مىتواند داراى مراتب باشد . مرتبهء برين آن ، مرتبهء كشف محض است كه به انجام رساندنش كارى است بس دشوار ، اما شدنى و ممكن . پس نبايد به دليل دشوارى از آن روى برتافت و به كشفهاى نسبى و ناخالص بسنده كرد .