محمد قنبرى

141

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

در اين صورت نفى هر قسم در يك عبارت نافى بيان مىشود ، بدين‌گونه : 1 . خدا شريك در ذات ندارد . 2 . خدا شريك در آفريدگارى ندارد . 3 . خدا شريك در معبوديت ندارد . 4 . خدا شريك در ملك و فرمانروايى حقيقى ندارد . اقسام ديگر شرك نيز در عبارت‌هايى همانند عبارت‌هاى نافى مذكور كه هر كدام در بردارندهء يك نفى مقيد است نفى مىگردد . در آيهء ياد شده به مناسبت گزارش سلطنت مطلق الهى بر دستگاه هستى و براى تبيين و تحقيق اين گزارش ، شركت در فرمانروايى و سلطنت حقيقى نفى گرديده ، زيرا با نفى اين شرك است كه پادشاهى مطلق خداوند بر جهان ، به نحو كامل گزارش مىشود . مقصود از سلطنت مطلق خدا بر هستى اين است كه او فعّال ما يشاء و مختار مطلق و فرمانرواى همهء بودها و نبودها و همهء نظام‌ها و نسبت‌ها و همهء مراتب و درجات جهان به معناى اعم و سلطان بر قضا و قدر حتمى و غير حتمى است . رمز اين سلطنت نامحدود در مفهوم ژرف « بداء » نهفته مىباشد كه از جمله دانش‌هايى است كه پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام بر بشريت ارزانى كرده‌اند . حقير در پرتو آيات قرآن و احاديث امامان عليهم السلام بر پايهء مجموعه‌اى از اصول دو علم فلسفه و عرفان نظرى تفسير خاصى از نظريه ژرف بداء دارد كه به توفيق خداوند در مبحث الهيات به معناى اخص عرضه خواهد شد . اين قضيه ( / نفى شرك در ملك ) قضيه‌اى است تفسيرپذير ، زيرا از يك سو با هيچ اصلى از اصول كلى خرد تنافى ندارد ، و از سوى ديگر با طيفى از قضايا و اصول دربارهء توحيد سازگارى داشته و قابل ايضاح مىباشد . اصول توحيد ذاتى ، اصل توحيد صفاتى و اصل توحيد افعالى و نيز قضيهء قدرت مطلق و قضيهء مشيت مطلق الهى و همچنين قاعدهء نياز ممكن به واجب و اصل