محمد قنبرى
118
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
آنچه در اين نوشته از جمله شروح كافى مورد نقد و پژوهش قرار مىگيرد ، دو شرح است : نخست ، شرح صدر المتألهين بر اصول كافى و دوم ، شرحى كه نگارنده بر كافى دارد . اما پيش از پرداختن به تحقيق در دو شرح ياد شده ، لازم است سخنى دربارهء اسلوب و روش علمى شرح و تفسير آورده شود تا بر پايهء آن بتوان به سنجش و پژوهش در تفسيرات و شروح دست زد . در اينجا ديدگاهى را كه به نظرم رسيده عرضه كرده و بررسى ديدگاههاى ديگر را به فرصتى واگذار مىكنم . نظريهء نگارنده در اسلوب علمى شرح و تفسير در اين ديدگاه شرح داراى دو مرحله است : نخستين مرحله ، شرح متن كلام است ، و دومين مرحله ، به تفسير علمى محتواى كلام پس از تقرير آن اختصاص دارد و اينك گزارش دو مرحلهء مذكور : مرحلهء نخست « شرح متن » : هر كلامى از هر گويندهاى در بردارندهء محتوايى است كه گوينده آن را منظور كرده . گفتار يا كلام هر گوينده نخستين پديدارى است كه مقصود وى را شرح مىدهد . در مورد نوشتارها نيز سخن بدينگونه است . اگر محتوا و كلام به گونهاى باشند كه معنا به روشنى و بىهيچ دشوارى به ذهن ديگران منتقل شود ، در اين صورت نيازى به توضيح بيشتر ندارد . ولى اگر يكى از محتوا و كلام يا هر دو به گونهاى باشند كه شنونده يا مخاطب نتواند به آسانى معنا را دريابد ، در اين صورت كلام به تبيين نيازمند است . و هر توضيح و تبيينى براى كلام چنينى اگر بخواهد شرح آن و توضيحدهنده محتواى آن در نظر گوينده يا نويسندهاش باشد ، بايد صرفاً درصدد راههايى براى اكتشاف معنا و محتوا باشد ، اگر به جاى اكتشاف در پى فرض و تطبيق و تصرف باشد ديگر توضيح آن كلام نخواهد بود ، بلكه چيزى خواهد بود خارج از طيف شرح و تفسير كه سخنش بيايد .