محمد قنبرى
101
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كهن و به ويژه مؤلفان اصول و جوامع حديثى و از جمله كتب اربعه و از همه مهمتر كتاب الكافى ، احاديث خود را بر اساس اعتماد به پارهاى از قرائن كه به شيوه قدماء معروف است « 1 » از اصول ( مانند اصول اربعمئة ) و كتب مورد اطمينان ( به اصطلاح معتمد ) اخذ كرده و آن احاديث ، حتى اگر با مشكلات رجالى توأم بوده ولى برگرفته از اصول معتبر و مورد عمل اماميه بوده است « 2 » طبعاً از اين نقطهنظر ، در مورد چارهجويى احاديث متعارض اين كتابها به مواردى مانند ضرورت تقيه « 3 » و يا جواز عمل به هر دو نوع حديث متعارض و يا سكوت و عدم رد احاديث متعارض يا نوعى تأويل براى جمع ميان اخبار و موارد مشابه ديگر روى مىآوردند . « 4 » اين شيوهها البته گرچه در ميان اخباريان رواج عمومى داشته ، ولى فقيهان و عالمان اصولى نسبت به آنها اتفاق نظر نداشتهاند و تاكنون نيز در ميان فقيهان شيعه در مورد اين مباحث اختلاف نظر وجود دارد . اما آنچه مسلم است اين است كه وجود اخبار متعارض از ديرباز نظر فقيهان و متكلمان شيعه را به خود جلب كرده بوده و از آنان آراء اصولى و انتقادى در اين مورد در اختيار داريم . « 5 » به همين دليل طبعاً كتاب الكافى و محتويات حديثى آن همواره از اين نقطه نظر مورد نقادى بوده است .
--> ( 1 ) . نك : حسن بن زين الدين ، معالم الاصول ، ص 163 ؛ شيوه قدما در تقسيم اخبار و احاديث مبتنى بر دستهاى ازقرائن و متفاوت با شيوه متأخرين بوده است . در مورد كسى كه شيوه جديد به او نسبت داده شده ، در منابع رجالى و كتابهاى اخباريان كه بويژه آنان سخت اين شيوه را مورد انتقاد قرار دادهاند ، اختلاف است . برخى احمد ابن طاووس و برخى ديگر علامه حلى را پيشنهاد مىكنند . در مورد مقايسه اين دو شيوه ، نك : حسن بن زين الدين ، منتقى الجمان فى أحاديث الصحاح والحسان ، چاپ سنگىايران ، 1379 ق ، ج 1 ، ص 3 - 13 ؛ فيض كاشانى ، الوافى ، ج 1 ، ص 11 ؛ حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 96 و 102 ؛ بحرانى ، الحدائق الناظرة ، ج 1 ، ص 14 - 24 ، مقدمه 2 ؛ عاملى ، هداية الابرار ، ص 96 . ( 2 ) . نك : بحرانى ، الحدائق الناضرة ، ج 1 ، ص 16 - 20 . ( 3 ) . نك : بحرانى ، الحدائق الناضرة ، ج 1 ، ص 15 - 16 . ( 4 ) . نك : عاملى ، هداية الابرار ، ص 101 ؛ بحرانى ، حدائق ، ج 1 ، ص 8 - 13 . ( 5 ) . نك : مدخل اختلاف الحديث ، در دايرة المعارف بزرگ اسلامى .