الشيخ عباس القمي
76
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
فرمود كه صورتهايى كه بر ديوار خانهء كعبه كشيده بودند محو كردند . پس داخل خانه شد و نماز گزاشت و بيرون آمد و عِضادَتَيْن باب را بگرفت و تهليلات معروف « لا إلهَ إلّاالله وَحْدَه » را خواند . مردم قريش صف كشيده بودند و تمامى در ترس بودند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله با ايشان چه خواهد كرد . حضرت ايشان را خطاب كرد كه در حقّ خويش چه گمان مىبريد ؟ گفتند : گمان خير مىبريم ، « أخ كريم وابن أخ كريم وقد قدرت » . از اين سخن اشاره به قصهء يوسف و عفو او از برادران كردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله را رقّتى حاصل شد و آب در چشم بگردانيد و از اهل مكّه بانگ گريه برخاست . آن گاه آن حضرت فرمود : من آن گويم كه برادرم يوسف گفت : « لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ اليَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ ألْرّاحِمِينَ » . « 1 » و جرم و جنايت ايشان را معفو داشت . وَلكن قال صلى الله عليه و آله لَهُم : ألا لَبِئس جِيرانُ النبي كُنتُم ، لقد كَذِبتم وطَرَدتُم وأخرجتُم وأذيتم « 2 » ثُمّ ما رَضِيتُم حتّى جئتُموني في بلادي تُقاتِلوني ، اذهبُوا فأنتمُ الطُلَقاء . « 3 » چون هنگام نماز پيشين رسيد ، بلال را فرمان رفت تا بر بام خانه بانگ نماز گفت . « 4 » جماعتى از قريش ؛ مانند عِكرِمَه ، خالد بن اسيد و ابوسفيان هر كدام سخنانى زشت گفتند . « 5 » پس مردان قريش براى بيعت به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمدند و
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) : 92 . ( 2 ) . مصدر : « وفللتم » به جاى « واذيتهم » ( 3 ) . إعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 1 ، ص 226 ؛ نيز رك : مناقب آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 180 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 870 - 871 . ( 4 ) . إعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 1 ، ص 226 . ( 5 ) . رك : إعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 1 ، ص 226 - 227 .