الشيخ عباس القمي
470
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
خدا زره خويشتن را بر او پوشانيد و ذوالفقارش بر كمر بست و عَلَم به دو سپرد ، « وَارْكَبَهُ بَغْلَتَهُ ثُمّ قالَ : امْضِ يا عَلي » ؛ جبرئيل بر يمين و ميكائيل بر يسار و عزرائيل از پيش روى و اسرافيل از پشت سر و نصرت خدا بر فوق و دعاى من نيز از پشت سر تو است . « 1 » و هم آن حضرت را فرمود كه در قتال تعجيل منماى و روان شو تا در عرصه ايشان فرود شوى ، آنگاه مسلمانى بر ايشان عرض كن . « فَوَاللهِ لَئِنْ يَهدي اللهُ بِكَ رَجُلًا واحِداً خَيرٌ لَكَ مِن أن يكون لَكَ حُمُرُ النَعَم » . « 2 » پس امير المؤمنين علم بگرفت و تا پاى حصار قموص برفت و علم را بر تلّى بنشاند و اشعارى در باب شجاعت خود فرمود . يك تن يهودى از بالاى حصار ندا در داد كه تو كيستى ؟ فرمود : أنا عَليٌّ وَابنُ عَبدِالمُطَّلب * مُهَذَّبٌ ذُوسَطوةٍ وَذُو حَسَب « 3 » يهودى گفت : « غلبتم وَما أنزل على موسى » . « 4 » پس حارثِ جهود ، برادر مرحب ، با چند تن از قلعه بيرون شد و آغاز مبارزت نهاد و دو تن از مسلمين را شهيد ساخت . امير المؤمنين چون اين بديد بر او تاخت و بى توانى كارش بساخت . مرحب چون برادر را كشته بديد مانند ديو ديوانه از قلعه بيرون شتافت و هيچ كس از جهودان به جلادت و شجاعت او نبودند . دو زره در برداشت و دو عمامه به سر بسته ، خودى بر زبر نهاده و با آنهمه ، سنگى مانند دستاسى از سوراخ كرده بر بالاى آن نهاده و دو شمشير حمايل كرده و نيزه بر دست گرفته كه سنان آن سه من به ميزان
--> ( 1 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 2 ، ص 78 ؛ نيز رك : أسد الغابه ، ج 4 ، ص 28 . ( 2 ) . اصابه ، ج 1 ، ص 38 ؛ عمده ابن بطريق ، ص 142 ، ح 211 . ( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 21 ، ص 37 . ( 4 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 2 ، ص 319 .