الشيخ عباس القمي
463
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
بودند به غير از ابراهيم كه از ماريهء قِبْطيه بود . و اسامى ايشان را ابونصر فراهى در اين قطعه ذكر كرده : فرزند نبى ، قاسم و ابراهيم است * پس طيّب و طاهر از سرِ تعظيم است با فاطمه و رقيه ، امّ كلثوم * زينب شُمُر ار تو را سرِ تعليم است طيب و طاهر لقب عبدالله است و تمامى اولاد رسول به غير از فاطمه در حيات آن حضرت وفات كردند . و مدت عمر ابراهيم يك سال و ده ماه و هشت روز و به روايتى يك سال و شش ماه و چند روز بوده و در فوت او سه امر غريب به ظهور آمد كه در جاى خود ذكر شده . از ابن عباس روايت است كه : روزى حضرت رسول نشسته بود و ابراهيم و حسين را بر روى زانوهاى خود نشانيده بود ، يك مرتبه اين را مىبوسيد و يك مرتبه او را كه ناگاه حالت وحى بر آن جناب عارض شد و چون آن حالت از او زائل شد ، فرمود كه جبرئيل از جانب پروردگار من آمد و گفت : اى محمد ! پروردگارت تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه اين هر دو را براى تو جمع نخواهم كرد ، يكى را فداى ديگرى گردان . پس حضرت نظر كرد به دو نور ديده خويش و گريست ، پس فرمود كه ابراهيم مادرش ماريه است ، چون بميرد به غير از من كسى بر او محزون نخواهد شد ، و مادر حسين ، فاطمه است و پدرش على است كه پسر عمّ من و به منزلهء جان من و گوشت و خون من است و چون او بميرد دخترم و پسر عمّم هر دو اندوهناك مىشوند و من نيز بر او محزون مىگردم و من اختيار مىكنم حزن خود را بر حزن ايشان . اى جبرئيل ! ابراهيم را فداى حسين كردم ، پس بعد از سه روز ابراهيم وفات فرمود . و بعد از آن ، رسول خدا ، چون امام حسين را مىديد او را به سينهء خود مىچسبانيد و لبهاى او را مىمكيد و مىگفت : فداى تو شوم ، اى آن كسى كه ابراهيم را فداى تو كردم . « 1 »
--> ( 1 ) . مثير الأحزان ، ص 10 - / 11 ؛ بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 261 .