الشيخ عباس القمي

444

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

و اما كيفيت ولادت آن حضرت ، چنان است كه ابن شهر آشوب از حكميه خاتون دختر امام موسى [ عليه السلام ] روايت كرده است كه : روزى امام رضا عليه السلام مرا طلبيد و فرمود : اى حكيمه ! امشب فرزند مبارك خيزران متولّد مىشود ، بايد كه در وقت ولادت او حاضر شوى . من در خدمت آن حضرت ماندم ، چون شب در آمد مرا با خيزران و زنان قابله در حجره درآورد و از حجره بيرون رفت ، چراغى نزد ما افروخت و در را بر روى ما ببست ، چون او را درد زاييدن گرفت و او را بالاى طشت نشانيديم چراغ ما خاموش شد و ما به خاموشى چراغ مغموم شديم كه ناگاه ديديم كه آن خورشيد فلك امامت طالع گرديد و در طشت نزول فرمود و بر آن حضرت پرده نازكى مانند جامه احاطه شده بود و نورى از آن جناب ساطع بود كه تمام آن حجره منوّر شد و ما از چراغ مستغنى شديم . پس آن نور مبين را برگرفتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از خورشيد جمالش دور كردم . ناگاه امام رضا عليه السلام به حجره درآمد بعد از آنكه ابو جعفر را در جامه‌هاى پاكيزه پوشانده بوديم ، پس آن گوشواره عرش امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود كه از اين گهواره جدا مشو . چون روز سوم ولادت آن جناب شد ، ديده حق بين خود را به سوى آسمان گشود و به جانب راست و چپ نظر كرد و به زبان فصيح گفت : « أشهد أن لا إلهَ إلّاالله وَأشهد أنّ مُحمّداً رسول الله » . چون اين حالت غريبه را از آن نور ديده مشاهده كردم ، به خدمت پدرش شتافتم و آنچه ديده و شنيده بودم عرض كردم . حضرت فرمود كه آنچه بعد از اين از عجائب احوال او مشاهده خواهى كرد زياده است از آنچه اكنون مشاهده كرده‌اى . « 1 » از كلثم بن عمران روايت شده كه :

--> ( 1 ) . مناقب آل أبي طالب ، ج 3 ، ص 499 .