الشيخ عباس القمي
420
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
آيات قرآن است . آن حضرت را با آن حال مأخوذ داشتند و به نزد متوكّل حمل كردند و گفتند در خانهء او ريختيم و چيزى نيافتيم و ديديم آن جناب را نشسته بود رو به قبله و قرآن تلاوت مىنمود . و متوكّل در آن حال در مجلس شرب بود ، پس آن امام معصوم را در آن مجلس شوم وارد كردند ، در حالى كه متوكّل جام شراب در دستش بود . پس ، از براىِ آن حضرت تعظيم كرد و آن حضرت را در پهلوى خود نشانيد و جام شراب را خواست به آن حضرت بدهد . آن جناب فرمود : والله شراب داخل گوشت و خون من نشده هرگز ، مرا معفو دار ، پس او را معفو داشت . متوكّل گفت : براى من شعر بخوان . فرمود : « إنّي قليلُ الروايَة لِلشِعر » ؛ من از شعر چندان روايت نشدهام . گفت : از اين چارهاى نيست . پس حضرت انشاد فرمود آن اشعارى را كه مشتمل است بر بىوفايى دنيا و مرگ سلاطين و ذلت و خوارى ايشان ، بعد از مرگ و صدرش اين است : باتُوا عَلى قُلَلِ الأجبالِ تَحرِسُهُم * غُلَب الرِجالِ فَما أغناهُم القُلَلُ متوكّل از شنيدن اشعار گريست به اندازهاى كه اشك چشمش ، ريشش را تر كرد و حاضرين نيز گريستند . « 1 » و به روايت ديگر : متوكّل جام شراب را بر زمين زد و عيشش مُنَغَّص شد و آن حضرت را مكرماً به خانهاش رد كرد . « 2 » و در اين روز ، سنهء 391 ، سراج وهّاج حسين بن احمد معروف به ابن حجّاج ،
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 93 - 94 . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 4 ، ص 94 .