الشيخ عباس القمي
414
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
روز بيست و دوم در اين روز ، سنهء 13 ، ابوبكر بن ابى قُحافه وفات كرد . ابوبكر از بنى تميم ابن مُرَّة بن كعب است و اسم و نسبش چنين است : عبدالله بن عثمان بن عامر بن كعب بن سعد بن تيم بن مرة بن كعب . « 1 » در سنهء 6136 از هبوط به خلافت رسيد . قبل از وفات خود عثمان را طلبيد . به او امر كرد كه وصيت نامهاى در باب خلافت عمر بنويسد كه خلاصه معنى آن اين است كه اين وصيتى است از ابوبكر هنگامى كه از اين جهان به ديگر سراى مىرود . همانا من عمر بن الخطّاب را بر شما خليفتى دادم ، اگر كار به عدل و انصاف كند گمان من در حقّ او به خطا نرفته و اگر از طريق معدلت انحراف جويد ، من ندانم بلكه خداوند غيب داند و ظالمان را به زودى كيفر فرمايد . « 2 » چون اين وصيتنامه به نهايت رسيد ، طلحه با چند تن از اصحاب درآمدند و آن معنى بدانستند . طلحه سر برداشت و گفت : اى ابوبكر ! از خداى بترس ، فردا خداوند را جواب چه گويى ، چون امروز بر مسلمانان فظّ غليظى را والى گردانى كه نفوس بِرَماند و دلها را برنجاند ؟ ابوبكر بر قفا افتاده بود ، امر كرد تا او را نشانيدند ، پس روى با طلحه كرد و گفت : هان اى طلحه ! مرا بيم مىدهى كه اگر خدا از من اين پرسش كند جواب چه خواهم گفت ؟ گويم : بهترينِ مردم را به ايشان والى كردم . طلحه گفت : اى خليفهء رسول خدا پسر خطاب بهترينِ مردم است ؟ ابوبكر در خشم شد و گفت : آرى والله ، و تو بدترينِ مردمى . و بعضى كلمات با وى گفت و او را از مجلس خود بيرون كرد ، پس روى با عثمان كرد و گفت : تو در
--> ( 1 ) . رك : تاريخ مدينة دمشق ، ج 30 ، ص 19 - 22 . ( 2 ) . رك : طبقات الكبرى ابن سعد ، ج 3 ، ص 200 « ابوبكر الصديق » .