الشيخ عباس القمي

373

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

و در اين روز ، عابدِ قريش « 1 » محمد بن ابى بكر به قتل رسيد . بدان كه در سنهء 38 معاويه ، عمرو عاص را عامل مصر كرده و به جانب مصر فرستاد . و با او بود معاوية بن خديج و ابوالأعور سلمى و چهار هزار نفر لشكر . از آن طرف امير المؤمنين عليه السلام ، محمد بن ابىبكر را عامل مصر فرمود و به مصر روانه داشت . اين دو عامل چون به جانب مصر حركت كردند در موضع معروف به « منشاة » باهم تلاقى نمودند و محاربه كردند . لشكر محمد دست از يارى او برداشتند و او را تنها گذاشتند . لاجرم محمد هزيمت كرده و در موضعى از شهر مصر مختفى گشت . لشكر عمرو عاص مكان او را پيدا كردند و دور آن خانه را احاطه نمودند . محمد با بقيهء اصحاب خود از خانه بيرون شدند . معاوية بن خديج و عمرو عاص او را بگرفتند و در موضع معروف به « كوم شريك » او را در پوست حمارى كردند و آتش زدند و بسوختند . « 2 » چون خبر شهادت محمد و اصحابش به معاويه رسيد اظهار فرح و شادى نمود . و چون اين خبر به امير المؤمنين عليه السلام رسيد بسيار غم زده شد و فرمود : جزع و حزن ما ، بر محمد بن ابى بكر به قدر سرور معاويه است . « 3 » و فرمود : از زمانى كه من داخل در اين حرب شدم ؛ يعنى حرب با معاويه ، از براى هيچ كشته‌اى اين قدر محزون نشدم كه براى محمد محزون گشتم . همانا محمد ربيب من بود و من او را به جاى اولاد گرفته بودم و با من برّ و نيكويى كرده بود . « 4 » و بالجمله ، اينك در مصر قبر محمد كه مدفن بقيّهء اعضاى آن ولىِ صالح يا موضع قتل او است مهجور است و عادتِ اهلِ سنت چنان است كه چون به قبر او برسند

--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 307 : « وكان محمد بن أبي بكر يدعى عابد قريش لنسكه و زهده ، وربّاه علي بن أبي طالب » . ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 420 . ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 420 . ( 4 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 420 .