الشيخ عباس القمي

367

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

اين ماه ، سنهء 36 ، واقع شده در موضع معروف به حريبه در بصره . زيد بن صوحان با دو برادر خود سحبان خطيب و صعصعه در لشكر امير المؤمنين بودند و رايت آن حضرت در دست سحبان بود ، چون سحبان شهيد شد علم را زيد گرفت ، چون زيد شهيد شد ، صَعصَعه علم را گرفت و او زنده بود تا ايام معاويه كه در كوفه وفات يافت . و زيد از ابدال به شمار مىرفت و چون بر زمين افتاد جناب على عليه السلام بالاى سرش آمد و فرمود : « رَحِمَك الله يا زيد ، كُنتَ خَفيفَ المؤونة عَظيمَ المَعونَة » ؛ « 1 » يعنى اى زيد خداى رحمت كناد تو را كه مؤونت تعلّقات دنيوى تو را اندك بود و معونت و امداد تو در دين بسيار . پس حضرت داخل بصره شد و خطبه‌اى خواند كه از كلمات آن خطبه است : يا جندَ المرأة ، يا أتباعَ البهيمة رغا فأجبتم وَعقر فانهزمتم أخلاقكم دقاق وَأعمالكم نفاق وَدينكم زيغ وَشقاق وَمائكم أُجاج وَزعاق . « 2 » آن حضرت در خطبه‌هاى ديگر نيز مكرّر ذمّ بصره فرموده . و بالجمله ، آن جناب بعد از فراغ از حرب ، پا در طريق عفو و صفح گذاشت . عبدالله بن زبير و وليد بن عقبه و اولاد عثمان و ساير بنى اميه را عفو فرمود و از ايشان درگذشت و حسنين عليهما السلام شفاعت از مروانِ حكم كردند ، حضرت از او نيز درگذشت و ايشان را از كشتن ايمن فرمود . و حميراء را به طريق خوشى به مدينه فرستاد . و از كلمات عمرو عاص است كه به عايشه گفت : اى عايشه ! دوست داشتم كه در جنگ جمل كشته مىشدى . گفت : براى چه ؟ عمرو گفت : از براى آنكه به اجل خود مرده بودى و داخل مىشدى بهشت را و ما آن را بزرگ‌تر شناعتى مىگرفتيم بر على عليه السلام . « 3 »

--> ( 1 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 23 ؛ الاختصاص ، ص 79 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 44 - 45 ، خطبه 13 . ( 3 ) . براى اطلاع بيشتر از جنگ جمل رك : الجمل تأليف شيخ مفيد كه دوست قديم ما حضرت آقاى سيّد على مير شريفى آن را تصحيح و منتشر كرده ا ست