الشيخ عباس القمي

257

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

مواضع ايشان در كوفه در زمان ما كه سنهء 332 است معلوم و زيارتگاه است و تمامى در آن موضع مىباشند و قبور ايشان همان زندان است كه سقف آن را بر روى ايشان خراب كردند و گاهى كه ايشان در زندان بودند ، ايشان را از براى قضاء حاجت بيرون نمىكردند . لاجرم در همان محبس قضاء حاجت مىنمودند و به تدريج رائحهء آن منتشر گشت و بر ايشان از اين جهت سخت مىگذشت . بعضى از موالىِ ايشان مقدارى غاليه بر ايشان ببردند تا به بوى خوش او ، دفع بوهاى كريهه كنند . بالجمله ، به سبب آن رائحهء كريهه و بودنِ در حبس و بند ، ورم در پاهايشان پديد گشت و به تدريج به بالا سرايت مىكرد تا به دل ايشان مىرسيد ، و صاحبش را هلاك مىكرد و چون محبس ايشان مُظلم و تاريك بود ، اوقات نماز را نمىتوانستند تعيين كنند . لاجرم قرآن را پنج جزء كرده بودند و به نوبت در هر شبانه روزى يك ختم قرآن قرائت مىكردند و هر خمسى كه تمام مىگشت يك نماز از نمازهاى پنج گانه به جا مىآوردند . هرگاه يكى از ايشان مىمرد ، جسدش پيوسته در بند و زنجير بود تا گاهى كه بو بر مىداشت و پوسيده مىگشت و آنها كه زنده بودند او را بدين حال مىديدند و اذيت مىكشيدند . و سبط ابن جوزى نيز شرحى از محبس ايشان بدون ذكر غاليه نقل نموده . « 1 » و ما نيز در كتاب منتهى در ذكر حال حسنِ مثلّث و تعداد فرزندان او اشاره بدين محبس نموديم . « 2 » در ميان ايشان على بن الحسن العابد در عبادت و ذكر و صبر بر شدائد ممتاز بود و در روايتى وارد شده كه بنوالحسن اوقات نماز را نمىدانستند مگر به تسبيح و اوراد او ؛ « 3 » چه او پيوسته مشغول ذكر بود و به حسب اوراد خود كه موظف بود

--> ( 1 ) . تذكرة الخواص ، ج 2 ، ص 108 - 114 . ( 2 ) . رك : منتهى الآمال ، ج 1 ، ص 543 - 546 . ( 3 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 129 و 131 .