الشيخ عباس القمي
228
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
حضرت زينب تا اين خبر را شنيد ، طپانچه بر صورت زد و واويلا گفت . حضرت فرمود كه اى خواهر ، ويل و عذاب از براى تو نيست ، صبر كن و ساكت باش ، خدا تو را رحمت كند . پس جناب عباس را فرستاد تا تحقيق كند چه مطلب شده . چون معلوم كرد كه بناى قتل است ، آن شب را حضرت از ايشان مهلت خواست كه قدرى نماز و دعا و استغفار به جا آورد . « 1 » و بالجمله ، اين روز ، روزِ اندوه و حزنِ اهل بيت عليهم السلام است . شيخ كلينى از جناب صادق عليه السلام روايت كرده كه آن جناب فرمود : تاسوعا روزى بود كه جناب حسين عليه السلام و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع كردند و ابن مرجانه و عمرِ سعد خوشحال شدند به سبب كثرت سپاه و بسيارىِ لشكر كه براى آنها جمع شده بود و جناب حسين عليه السلام و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين كردند كه ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند نمود . پس فرمود : پدرم فداى آن ضعيفِ غريب . « 2 » شب دهم شب عاشورا است و در اين شب جناب سيّد الشهدا اصحاب خود را جمع كرد و خطبهاى خواند و كلماتى با آنها فرمود كه حاصلش آنكه من بيعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختيار خودتان گذاشتم تا به هر جانب كه خواهيد كوچ دهيد و اكنون پرده شب ، شما را فرو گرفته . شب را مطيّهء « 3 » رهوار خود قرار دهيد و به هر سو
--> ( 1 ) . الإرشاد ، ج 2 ، ص 89 - 91 ؛ روضة الواعظين ، ص 183 . ( 2 ) . كافى ، ج 4 ، ص 147 ، ح 7 . ( 3 ) . مطيه : مَركب