الشيخ عباس القمي
150
وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )
و روايت شده از آن مخدّره كه گفت : چون حامله شدم به فرزند بزرگوارِ خود ، به هيچ وجه ثقلِ حمل در خود احساس نمى كردم و چون به خواب مىرفتم صداى تسبيح و تهليل و تمجيد حق تعالى از شكم خود مىشنيدم ، و خائف و ترسان مىشدم . چون بيدار مىگشتم صدايى نمىشنيدم . چون آن فرزند سعادتمند از من متولد شد ، دستهاى خود را بر زمين گذاشت و سر مطهّر خود را به سوى آسمان بلند كرد و لبهاى مباركش حركت مىكرد و سخنى مىگفت كه نفهميدم و در آن ساعت امام موسى عليه السلام نزد من آمد و فرمود : گوارا باد تو را اى نجمه ! كرامت پروردگار تو . پس آن فرزند سعادتمند را در جامهء سفيدى پيچيدم و به آن حضرت دادم . در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه گفت و آب فرات طلبيد و كامش را به آن برداشت ، پس به دست من داد و فرمود : بگير اين را كه بقيّة الله است در زمين و حجت خدا است بعد از من . « 1 » روايت شده كه حضرت امام موسى عليه السلام به پسران خود مىفرمود كه : اى اولاد من ! برادر شما ، على بن موسى ، عالم آل محمد است ، از او سؤال كنيد معالمِ دين خود را . حفظ كنيد فرمايشات او را . همانا شنيدم از پدرم كه مكرّر به من مىفرمود كه عالم آل محمد صلى الله عليه و آله در صلب تو است و اى كاش من او را درك مىكردم . همانا او همنامِ امير المؤمنين على عليه السلام است . « 2 » و شيخ صدوق از ابراهيم بن العباس روايت كرده كه گفت : هرگز نديدم كه حضرت رضا عليه السلام كسى را به كلام خويش جفا كند و نديدم كه هرگز كلام كسى را قطع كند ، يعنى در ميان سخن او ، سخنى گويد و رد نكرد حاجتِ احدى را كه مقدورِ او بود - بر آورد - و هيچ گاهى در حضور كسى پا دراز نفرمود و در مجلس ، در محضر مردم تكيه نمى فرمود و هيچ وقتى نديدم او را كه به يكى از
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 29 - 30 ، باب 3 ، ح 2 . ( 2 ) . إعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 2 ، ص 64 - 65 ؛ بحار الأنوار ، ج 49 ، ص 100 ، ح 17 .