الشيخ عباس القمي

126

وقايع الأيام ( فيض العلام في عمل الشهور ووقايع الأيام ) ( فارسى )

پس بعضى اصحاب ملحق شدند ؛ مانند عاصم بن ثابت ، ابو دجانه ، و سهل بن حنيف . و در آن روز اسدالله حضرت حمزه - سيّد الشهدا زمان خود - به دست « وحشى » شهيد گشت و اين وحشى همان است كه بعد از اين واقعه از ترس حضرت رسول صلى الله عليه و آله به سختى زندگى مىكرد و در آخر كار خود را پوشيده به خدمت آن حضرت رسانيد و ناگاه بر سر آن جناب ايستاد و كلمه شهادت بگفت و اين آيت مبارك در حقّ او نازل شد : « وَآخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ » . « 1 » و وحشى از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پنهان مىزيست به جهت آنكه نگاه رسول صلى الله عليه و آله به صورت او نيفتد و شهادت حمزه را ياد نكند تا در ايام خلافت ابى بكر كه به جنگ مُسَيلمهء كذّاب رفت و هم حربه بر او برانيد و او را بكشت . مسلمانان از قتل مسيلمه نيك شاد شدند چندان كه در شهادت حمزه حزين بودند و وحشى همىگفت : بهترينِ خلق را من كشتم و بدترين خلق نيز به دست من تباه شد . « 2 » و بالجمله ، بعد از شهادت حمزه ، هند مادر معاويه از بغض و عدواتى كه با حمزه داشت جگر حمزه را طلبيد و در دهان گذاشت ، در دهانش به قدرت خدا سخت شد و از دهان بيفكند . از اين جهت او را « آكلة الأكباد » گفتند . پس به بالين حمزه آمد و گوش و بينى و اعضاى آن جناب را مُثله كرد و ابن الزبعرى در مفاخرت قريش و فتح ايشان اشعارى بگفت كه يزيد به بعضى از آنها تمثّل جست در آن هنگام كه سر مبارك امام حسين عليه السلام را در مجلس او آوردند .

--> - لمولى كاظم الأزري رحمه الله : ذاك يوم جبريل أنشد فيه * مدحا ذوالعلى له أنشاها لا فتى في الوجود إلا على * ذاك شخص بمثله الله باها ما حوى الخافقان إنس و جن * قصبات السبق التي قد حواها [ الأزريه ، ص 58 - 59 ] ( منه رحمه الله ) ( 1 ) . توبه ( 9 ) : 106 . ( 2 ) . طبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 418 « وحشى بن حرب الحبشى » . او بعد از آن به حمص رفت و در آنجا درگذشت .