الشيخ عباس القمي

576

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

افغان ، چنان كه صاحب روضات گفته . صاحب رياض العلماء گفته كه : شهرت گرفته بين خاص و عام كه شيخ طبرسى سكته كرد به گمان آن‌كه وفات كرده او را دفن كردند . در قبر به هوش آمد راه بيرون شدن را بر خود مسدود ديد در آن حال نذر كرد كه اگر حق تعالى او را خلاص بفرمايد از آن بليه ، كتابى تأليف كند در تفسير قرآن . پس اتفاق افتاد كه يكى از گوركنان به قصد دزديدن كفن شيخ ، قبر شيخ را نبش كرد و چون خواست كفن از تنش بيرون كند كه ناگاه شيخ دست او را گرفت نبّاش را ترس شديدى عارض شد . شيخ شروع كرد با او تكلّم كردن ، وحشت او زيادتر شد . شيخ فرمود : مترس من زنده‌ام و سكته كرده بودم الحال به هوش آمدم و چون شيخ قادر بر راه رفتن نبود از كثرت ضعف ، فرمود : مرا به دوش گير به خانه ببر . پس نباش او را به خانه برد . شيخ او را خلعت پوشانيد و مال جزيلى به او مرحمت كرد . نباش توبه نمود بر دست شيخ و آن كار قبيح را ترك نمود به بركت شيخ ، پس آن جناب شروع كرد به تأليف مجمع البيان به جهت وفاى به نذر خويش و خداوند او را توفيق اتمام داد . انتهى « 1 » . شيخ محدّث ما فرموده كه : با اين شهرت كه ايشان فرمودند من اين حكايت را در كتاب احدى قبل از صاحب رياض نيافتم و بعضى نسبت مىدهند آن را به عالم جليل ملا فتح اللّه كاشانى ، صاحب تفسير منهج الصادقين و خلاصهء آن و شرح نهج ، كه در سنهء 988 وفات كرده - و اللّه العالم ، انتهى « 2 » . و بالجمله : محامد امين الدين الطبرسى أكثر من أن يكتب ، و مقالته في الرضاع معروفة « 3 » ، و هي قوله بعدم اعتبار اتحاد الفحل في نشر الحرمة و كذا قوله ، بأنّ المعاصى كلها كبيرة و إنما يكون اتصافها بالصغيرة بالنسبة إلى ما هو أكبر « 4 » .

--> ( 1 ) . رياض العلماء ، ج 4 ، ص 357 ( 2 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 3 ، ص 70 . اين كلام مرحوم حاجى نورى حكايت از نوعى ترديد در صحّت داستان دارد . راستى اگر اين داستان واقعيت داشت در مقدمهء تفسير به آن اشاره مىشد و به آن فخر مىفروخت ! ( 3 ) . ر . ك : مسالك ، ج 1 ، كتاب النكاح ، مبحث دفاع ؛ ضوابط الرضاع ، ضميمهء رضاعيات و خراجيات ، ص 30 ؛ الحدائق ، ج 6 ، ص 76 ؛ مجمع البيان ، ج 3 ، ص 27 - 28 ، چاپ اسلاميه ؛ جوامع الجامع ، چاپ اسلاميه ، ص 247 ( 4 ) . از بحث رضاع او استفاده مىشود كه ايشان فقيه نيز بوده است . ر . ك : اللمعة الدمشقيه ، ج 7 ، ص 352