الشيخ عباس القمي

565

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

و اسرار قرآنى ، جناب آخوند ملا فتحعلى سلطان آبادى - أيده اللّه تعالى - نقل كرد كه وقتى در انگشتشان مادهء مشهور در عربستان به طلوع و عقربك ظاهر شد و درد اين ماده قبل از انفجار چنان است كه چندين شب و روز خواب را از چشم مىبرد مكرر شده ، محل ماده - كه غالبا انگشتان است - ناقص مىشود ، فرمود : چون درد شديد شد داخل در حرم مطهّر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شدم و موضع درد را به ضريح ماليدم فورا درد ساكن شد و تا زمانى كه ماده منفجر شد و بعد از آن ابدا دردى نديدم . « 1 » حكايت پنجم : و أيضا زمانى مشغول تداوى بود به جهت مرض مزمن سودايى كه داشته و دارد ، اتفاقا براى زيارت مخصوصه به كربلا مشرّف شد و به دستور العمل طبيب بنا شد شير ميل كند و تا در بلد بود عمل كرد و چون از آن‌جا به سمت نجف اشرف حركت كرد و در كاروانسراى بين راه منزل كرد و در آن وقت كه تابستان بود آبادى منحصر بود به دو سه خانوار عرب ، پس همراهان در صدد تفحص شير بر آمدند و در نزد آنها نيافتند ، بلكه اصلا گاو و گوسفند نداشتند و غير از ايشان نيز احدى در بيرون و اندرون كاروانسرا نبود پس مأيوس شده برگشتند و با افسردگى زياد ، سفره را باز كردند ، و جناب ايشان متحيّر كه با آن مزاج با نان خشك مانده چه كند لقمه برداشت هنوز به دهان نبرده از پهلوى ديوار ايوانى كه در آن نشسته بود دستى ظاهر شد با كاسهء شيرى و آن را در وسط سفره گذاشت و صاحب دست ، خود را ظاهر نكرد ، و مانند زنى كه در پشت ديوار خود را پنهان كرده باشد و به دست آن را داده پس بعد از شكر الهى و صرف غذا در مقام جستجوى او برآمدند از داخل و خارج و اطراف اثرى از او و از شير و اسباب شير ظاهر نشد و غير از آن دو سه خانهء اعراب احدى را نيافتند « 2 » . انتهى . و حقير از اشخاص ثقات كرامات بسيارى براى آن جناب شنيده‌ام . و بالجمله : چند سال قبل از وفات شيخ مرحوم آن جناب در كربلاى معلا به رحمت ايزدى پيوست . جنازهء شريفش را به نجف اشرف حمل كردند و در روز ورود جنازه به نجف اشرف من در خدمت شيخ مرحوم به استقبال رفتيم پس به اعزاز و اكرام آن جنازهء شريفه را آوردند و در صحن مقدس در جوار امير عليه السّلام دفن كردند در

--> ( 1 و 2 ) . كلمهء طيبه ، ص 126 - 127