الشيخ عباس القمي
545
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
لاجرم نسبت به او دادند و به همان نحو كه در ساير كتابها سيد در اول آن مىنوشتند : « يقول السيد الأجل العالم العامل - الخ » . در اول آن نيز نوشتند لاجرم خيال كرده شد كه آن از مؤلفات سيد است . و شاهد بر اين آن است كه در فهرست كتبش و در اجازاتش و در كشف المحجة از آن ذكرى نشده و در هيچ محلّى به آن اشاره نفرموده و بر آن حواله نداده . و اين مطلب از افادات شيخ العراقين ، شيخ ما عالم ربانى آشيخ عبد الحسين تهرانى - نوّر اللّه مرقده - است . و بالجمله : روايت مىكند از سيد ابن طاووس پسر برادرش سيد عبد الكريم و جناب علّامه و على بن عيسى اربلى رحمه اللّه و علّامه در اجازهء كبيره فرموده : و كان رضى الدين على صاحب كرامات حكى لى بعضها و روى لى والدى عنه البعض الآخر « 1 » . فقير گويد كه ، كرامات اين سيد بزرگوار بسيار است و مقام نقلش نيست و جملهاى از آنها در تضاعيف كتب خود سيد است از جمله در امان الأخطار « 2 » فرمودند كه : آمدند به نزد من بعضى كنيزان و عيال در حالتى كه هراسان بودند و من در آن وقت مجاور بودم با عيالم مر مولاى خود على عليه السّلام را پس گفتند : ديديم در محل رختكن حمام كه حصيرها پيچيده مىشود و باز مىشود نمىديديم كه كى است اين كار را مىكند . پس حاضر شدم در نزد رختكن و گفتم : سلام عليكم . همانا به من رسيد از شما آنچه را كه گرديد و ما همسايگان مولاى خود على عليه السّلام مىباشيم و اولاد او و مهمان اوييم و ما را بد نيامده همسايگى شما ، پس مكدر مكنيد بر ما مجاورت آن جناب را و اگر از اين كارها كارى كرديد شكايت شما را به سوى آن جناب خواهم برد ! پس نديديم از ايشان
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 104 ، ص 64 در ضمن اجازه علّامه به بنى زهره ( 2 ) . و منها : ما ذكره في أمان الأخطار في ذيل قوله : « إن المؤمن إذا كان و اللّه مخلصا أخاف اللّه منه كلّ شىء » فذكر جماعة كانوا في الصلاة ، فدخلت الأفعى في ثيابهم أو تطوقت في عنقهم فلم يتغيروا من حالهم حتى انفصلت الأفعي ( * ) منهم على الزاهد بن الحسن بن الحسن [ مثنّى ] بن الحسن بن علي بن أبي طالب ، ثم قال : و من ذلك أننى كنت أصلّى المغرب بدارى بالحلّة ، فجاءت حية فدخلت تحت خرفة كانت موضع سجودي فتممت الصلاة و لم تتعرض لى بسوء ( * * ) و قتلتها بعد فراغى من الصلاة و هذا أمر معلوم من رآه او رواه ( منه رحمه اللّه ) . ( * ) ر . ك : رجال كشى و الأمان ، فصل 13 . ( * * ) الامان ، فصل 12 ؛ مقاتل الطالبيين ، ص 191