الشيخ عباس القمي

506

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

محدّث ، عبد اللّه التقى النسابة ابن نجم الدين اسامه نقيب عراق ابن نقيب شمس الدين احمد بن نقيب ابو الحسن على بن ابو طالب سيد فاضل نسابه محمد بن ابو على الشريف عمر ، رئيس جليل كه امير حاج بود و در سنهء 339 حجر الاسود به دست او به جاى خود برگشت در واقعهء قرامطه كه در سنهء 323 به مكه آمدند و حجر الاسود را كندند و به كوفه بردند و چندى او را در ستون هفتم مسجد نصب كردند و به اين واقعه اشاره كرده بود أمير المؤمنين عليه السّلام در اخبار غيبيهء خود كه روزى در كوفه فرمود : « لابدّ أن يصلب في هذه السّارية ؛ نيست چاره‌اى از آن‌كه آويخته شود در اين ستون » و اشاره فرموده به ستون هفتم . و اين قصه طولانى است . و اين سيد جليل همان است كه قبهء جدش أمير المؤمنين عليه السّلام را بنا كرد از خلّص مال خود ، ابن ابو الحسين يحيى النسابة نقيب النقباء القائم بالكوفة ابن الحسين النسابة النقيب الطاهر ابن ابى عاتقه ، احمد محدّث شاعر ابن على عمر بن ابى الحسين يحيى - كه از اصحاب حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام است كه در سنهء 250 او را شهيد كردند و سرش را در قوصره گذاشتند و براى مستعين بردند - ابن ابى عاتقه زاهد عابد حسين ملقب ب « ذى الدمعه » ؛ همان كسى كه حضرت صادق عليه السّلام او را تربيت كرده و علم بسيارى به او كرامت فرموده پسر زيد شهيد ، پسر حضرت سجاد عليه السّلام . مؤلّف گويد كه ، ذكر شهادت يحيى بن حسين ذى الدمعه در اين‌جا به نحوى كه اشاره كردم مطابق است با آنچه كه شيخ ما در خاتمهء مستدرك ذكر فرموده ، لكن آنچه را كه نزد من معتبر است آن است كه ، آن‌كه شهيد شد در زمان مستعين باللّه ، يحيى بن عمر بن يحيى بن الحسين بن زيد بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب عليه السّلام است كه مادرش امّ الحسن دختر حسين بن عبد اللّه بن إسماعيل بن عبد اللّه بن جعفر بن أبى طالب است و در ايّام متوكّل در خراسان خروج كرد و او را مأخوذ داشتند و به نزد متوكّل بردند و او را تازيانه چندى زدند و در محبس فتح بن خاقان حبسش نمودند . مدتى در حبس بود تا آن‌كه رها شد به بغداد رفت چندى در بغداد بود پس به كوفه رفت و اعداد كار خود كرد ، و در ايام مستعين خروج كرد و چند جنگ ما بين او و لشكر خليفه شد ، آخر الأمر در جنگ با حسين بن اسماعيل ، پسر عم محمد بن