الشيخ عباس القمي
164
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
و مجدا و بلاغة و براعة ، و فروسية و شجاعة ، و شعره مشهور و سائر بين الحسن و الجودة ، و السهولة و الجزلة ، و العذوبة و الفخامة ، و الحلاوة و المتانة » « 1 » . و ابن شهرآشوب او را در شمار شعراى اهل بيت عليهم السّلام تعداد كرده « 2 » . و اشعار او معروف است و بسيارى از آنها را ثعالبى در يتيمة الدهر ايراد كرده . و از اشعار او قصيدهء ميميهء اوست كه در مظلوميت اهل بيت طهارت عليهم السّلام و ظلم بنى عباس و هجو ايشان انشا فرموده و معروف به شافيه است و در آن تشفى خاطر خود و ساير مؤمنان نموده و قصيدهء شر العباد عبد الله بن المعتز عباسى را - كه در فخريهء بنى عباس و ذم آل ابى طالب گفته - جواب داده . و شافيه را بعضى از فضلا حائر شرح خوبى كرده . و بالجمله : نقل شده كه چون ابو فراس آن قصيده را گفت ، چون در زمان تسلّط و خلافت بنى عباس بود امر كرد لشكر را كه شمشيرها را بكشند از غلاف ، پانصد شمشير به امر او كشيده شد آن وقت در ميان لشكر شروع كرد به خواندن قصيدهء مباركهء كه مطلعش اين است : الحق مهتضم و الدين مخترم « 3 » * و فىء آل رسول الله مقتسم « 4 » جزاه الله عن أهل بيت النبوة خير الجزاء . در سنهء 357 به سن سى و هفت سالگى كشته گشت و در درّ مسلوك است كه چون خبر قتلش به مادرش رسيد از جزع بر او چشمهاى خود را كند . فقير گويد كه ، مادرش در منبج جاى داشت و ابو فراس رعايت او را منظور مىداشت و بعض اشعارى كه براى او نوشته در يتيمة الدهر مسطور است . و در احوال محمد بن ابى بكر ديدم كه چون خبر شهادت محمد به مادرش رسيد از كثرت غصه و غضب خون از پستانش چكيد .
--> ( 1 ) . يتيمة الدهر ، ج 1 ، ص 57 ( 2 ) . معالم العلماء ، ص 149 ( 3 ) . در ديوان « الدين مخترم و الحق مهتضم » آمده است و در بعض مواضع « الأمر منهضم و العلم منهزم » ، ص 255 ( 4 ) . شرح شافيهء ابن فراس ، ص 64