الشيخ عباس القمي

140

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

مىفروخت و عوض آن را بازيافت مىكرد . آن وقت اذن مىداد كه حاضرين غذا را صرف نمايند و آن وجه را كه مىگرفت به فقراء بذل مىفرمود . گويند : روزى در اصفهان وجهى به فقراء قسمت نمود . پس از اتمام آن به نماز ايستاد . يكى از سادات فقير خبردار شد و بين دو نماز وارد شد و به شيخ گفت كه مال جدّم [ خمس ] را به من بازده . فرمود كه ، تو دير آمدى و اكنون ديگر چيزى باقى نمانده كه به تو بدهم . سيد در غضب شد و آب دهان خود را بر محاسن مبارك شيخ افكند ! شيخ از محراب برخاست دامن خود را گرفت و در ميان صفوف گردش كرد و فرمود : هركه ريش شيخ را دوست دارد به سيد اعانت كند . پس مردم دامن شيخ را پر از پول سرخ و سفيد كردند . شيخ آنها را به آن سيد داد . پس از آن به نماز عصر ايستاد و امثال اين حكايات از آن بزرگوار بسيار است . جزاه الله عن الإسلام و المسلمين خير الجزاء . در ماه رجب سنهء هزار و دويست « 1 » و هشت يا هفت از دنيا رحلت فرمود . قبر شريفش در نجف اشرف با قبهء عاليهء در محلهء عماره ، مشهور و مزار كافهء مردم است ، و اولاد و احفاد آن بزرگوار تمامى علما و فقها مىباشند و منسوبين به آن جناب هركدام شمى از فقاهت دارند . گويند كه ، آن بزرگوار در تحت ميزاب در حق اعقاب خويش دعا كرده و رتبهء علم و اجتهاد براى ايشان خواسته . و هم گويند كه ، شيخ مرحوم وصيت فرموده بود كه هر شب مقدار معينى طعام طبخ كنند و اولاد و احفادش در آن‌جا جمع شوند و به مذاكرهء فقه و مقدمات آن تا به مقدار دو ساعت با يكديگر مذاكره كنند . و از براى آن جناب است قصيده‌اى در مرثيهء شيخ خود ، ناموس دهر نايب امام عصر ، علّامه طباطبائى رحمه الله « 2 » . قال في « ضا » في ترجمة هذا الشيخ الأكبر : و من صفاته المرضيّة أنّه رحمه الله كان شديد

--> ( 1 ) . آية الله لاجوردى نوشته‌اند : فيه سقط و هو « بيست » . و يك هزار و دويست و بيست و هشت صحيح است و در مقبره‌اش هم همين است ( 2 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 2 ، ص 119 بخشى از آن را نقل كرده است