الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )
37
نبرد جمل ( فارسى )
روى آوردند تا حق مرا بگيرند و جامعه اسلامى را از گرد من پراكنده سازند . » سپس آن دو را نفرين نمود . ( الارشاد ، 1 / 249 ) نيز علي ( عليه السلام ) فرمود : « معاويه از شام نامهاى فريبگرانه براى آن دو نوشت و آن دو اين نامه را از من پنهان نمودند و شورش نمودند و افراد پست را به اين توهم افكندند كه خونخواه عثمان هستند . به خدا سوگند ! هيچ يك از كارهاى مرا ناپسند نيافتند و ميان خودشان و من انصاف نورزيدند . همانا كه خون عثمان بر عهده خود آن دو است و بايد از آن دو طلب شود . چه حقير و پست است اين ادعاى آنان و اجابت خواستهشان ! » ( شرح نهجالبلاغه ، 1 / 309 ) 8 . اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) در وصف عايشه و طلحه و زبير فرمود : مردم را به بيعت با خود فراخواند . هر كس با خواست خود ، با من بيعت نمود ، از او پذيرفتم و هر كه خوددارى ورزيد ، رهايش نمودم . نخستين كسانى كه با من بيعت كردند ، طلحه و زبير بودند كه گفتند : « با تو بيعت ميكنيم با اين شرط كه در حكومت با تو شريك باشيم . » گفتم : « نه ؛ اما شما شريكان من در توانمندى حكومت و ياورانم در هنگام ناتوانى خواهيد بود . » آن دو به همين شرط با من بيعت كردند . اگر از اين كار خوددارى ميكردند ، مجبورشان نميساختم ؛ همچنان كه ديگران را مجبور نساختم . طلحه حكومت يمن را ميخواست و زبير حكومت عراق را . هنگامى كه دانستند من حكومت اين دو سرزمين را به آن دو نميسپارم ، از من براى عمره اجازه خواستند و نزد عايشه درآمدند و او را با هرچه بر ضد من در دل داشت ، به انحراف واداشتند . عبدالله بن عامر ، آن دو را به بصره كشاند و تهيه بودجه و سپاهيان را برايشان تضمين نمود . در اين حال ، آن دو عايشه را راهبرى ميكردند ؛ اما در حقيقت ، او آن دو را راهبرى كرد . آن دو ، عايشه را به منزله يك گروه قرار دادند كه برايش نبرد ميكردند . پس چه گناهى بزرگتر از كارى كه آن دو كردند ؟ همسر رسول خدا را از خانهاش بيرون كشاندند و حجابى را كه خداوند بر وى پوشانده بود ، كنار زدند ، در حالى كه همسران خود را در خانههاشان نگاه داشتند . بدين سان ، در حق خدا و رسولش از سوى خود انصاف نورزيدند . من به اينان دچار شدم : كسى كه مردم بيش از همه از وى