الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )
23
نبرد جمل ( فارسى )
جنگيدن نداشتند و در هيچ نبردى شركت نكرده بودند . اينان قربانيان آن جماعت شدند . من بر همان حال خويش بودم و همه مردم گرداگرد شتر مرا فراگرفته بودند . مدتى در سكوت فرورفتند . گفتم : “ اين سكوت شما خير است يا شر ؟ اين نشانه شدت نبرد است ! ” در آن حال ، فرزند ابوطالب را ديدم كه خود به نبرد روى آورد و فرياد ميزد : “ به سوى شتر ! به سوى شتر ! ” با خود گفتم : “ به خدا سوگند ! اينان قصد قتل مرا كردهاند . ” سپس ديدم كه على بن ابيطالب همراه با برادرم محمد بن ابوبكر و معاذ بن عبدالله تميمى و عمار بن ياسر پيش آمدند و بندهاى شتر را بريدند و هودج را با احترام بر روى دست بردند . همراهيان من گريختند و من هيچ نشانى از آنان نيافتم . در اين حال ، كسى از جانب على بن ابيطالب ندا داد : “ فراريان را تعقيب نكنيد و زخميان را نكشيد و به هر كس سلاح خود را تحويل دهد ، امان دهيد . ” بدين سان ، جان مردم به جسمشان بازگشت . » ( الجمل ، مفيد ، 201 ) علي ( عليه السلام ) هنگامى كه بر كشتگان ميگذشت ، فرمود : « اين است قريش . با كشتنشان بينى خود را بريدم و جانم را شفا بخشيدم . پيشتر به شما درباره برندگى شمشيرها هشدار دادم و شما تازهكار و از اوضاع بيخبر بوديد و در اين هلاكتِ بد افتاديد . به خدا پناه ميبرم از هلاكتِ بد ! » ( الارشاد ، 1 / 246 ) امام علي ( عليه السلام ) در حال نبرد ، از جوانان قريش خواست كه عقب بنشينند و براى كسانى كه چنين قصدى داشته باشند ، پرچمى برافراشت . اما جز اندكى از ايشان ، كسى عقب ننشست و فريبخوردگان و نادانان با موج سپاه پيش آمدند و خود را قربانى شمشيرهاى ياران علي ( عليه السلام ) ساختند ، همان سان كه عايشه گفت . بدين سان ، از آنان بيش از سيهزار تن و از ياران علي ، حدود دوهزار تن كشته شدند . على كورانى عاملي قم مشرفه : عيد شريف مبعث 1439