الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )

18

نبرد جمل ( فارسى )

به هر حال ، قريش ، بني‌هاشم را از خلافت و حكومت دور ساخت . در همه دوران حكمرانى ابوبكر و عمر و عثمان ، حتى يك كاتب معمولى را از ميان آنان به كار نگماشتند . سرانجام در حال غفلت قريش ، بني‌هاشم به حكمرانى رسيد و يك جا برخاست ، همچون برخاستنش در نبرد بدر . على به حكومت رسيد و خون‌خواهى قريش ، يكسره بر باد رفت . و اگر خلافت به بني‌هاشم راه مي‌يافت ، ديگر تا روز قيامت از دست آنان بيرون نمي‌رفت ! هنگامى كه عبدالله بن عامر بن كريز به مدينه رفت ، با طلحه و زبير ديدار نمود و به آن دو گفت : « با على بن ابي‌طالب بيعت كرديد ! آگاه باشيد به خدا سوگند ! براى حكومت در انتظار زنان باردار بني‌هاشم نيز خواهند بود و ديگر كجا حكومت به شما دو تن خواهد رسيد ؟ » ( خصائص الائمه ، شريف رضي ، 61 ) و مقصودش از اين سخن آن بود كه خلافت از بني‌هاشم بيرون نخواهد رفت و حتى اگر فردى بالغ براى حكمرانى در ميانشان نباشد ، به انتظار كودكى خواهند ماند كه زاده شود و براى حكومت آماده گردد . قريش ادعا داشتند كه پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) خلافت را بر بني‌هاشم حرام نموده است قريش خلافت را بر بني‌هاشم حرام نمود و در اين زمينه ، حديثى از پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) برساخت تا اين تحريم ، حكم حتمى شرعى گردد كه از خود رسول خدا صادر گشته است ! اما در مسير رخدادها شكافى پديد آمد و كار از برنامه‌ريزى مردان قريش بيرون گشت . شورشيان بر عثمان و نيز برخى از انصار ، اين تحريم شديد قريش را در هم شكستند و با علي ( عليه السلام ) بيعت نمودند . بدين سان ، قريش وظيفه خود ديد كه با على بجنگد تا حق را به جاى خود بازگرداند ! ابوبكر به على گفت : « پيامبر فرموده است : “ ما خاندانى هستيم كه خداوند ما را برگزيده و كرامت بخشيده و آخرت را بر دنيا براى ما برگزيده و همانا نبوت و خلافت را براى ما اهل‌بيت ، يك جا گرد نمي‌آورد . ” » على گفت : « آيا كسى از اصحاب رسول خدا همراه با تو اين سخن را شنيده است ؟ » عمر گفت : « خليفه رسول خدا راست مي‌گويد . من نيز اين سخن را همان سان كه وى نقل نمود ، از پيامبر شنيده‌ام . » ابوعبيده و سالم مولى ابي‌حذيفه و معاذ بن جبل نيز گفتند : « راست مي‌گويد . ما نيز اين سخن را از رسول خدا شنيده‌ايم . » ( كتاب سليم ، 154 )