المحقق الأردبيلي
58
اصول دين ( فارسى )
و چون معلوم شد كه امام ، وكيل و نايب و فرستادهء خداست بهواسطهء پيغمبر ، پس مىبايد كه خدا و پيغمبر تعيين او فرمايند و دليلى كه دلالت كند برامامت او ، برمردم ظاهر سازند مثل قرآن و حديث ، همچو اظهار معجز كه دلالت مىكرد برپيغمبرى . پس بايد اعتقاد كرد كه امام بعد از حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله ، امير المؤمنين على بن ابى طالب بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف است . و دليل بدين ، بسيار و بيشمار است بلكه احتياج به دليل ندارد بعد از اطلاع بر محبّت پيغمبر با او و بودن او با آن حضرت ليلا و نهارا و سرّا و جهارا و كثرت علم و فضايل و برگزيدن و مخصوص ساختن آن حضرت او را از باقى اصحاب در جميع حالات ، خصوصا برگزيدن به برادرى و تزويج كردن به فاطمه عليها السّلام . ليكن ما در اين رساله دليلى چند از عقل و نقل بيان كنيم .
--> - ص 376 ، 377 ، باب من مات و ليس له امام من ائمّة الهدى ، ح 1 - 3 و ج 8 ، ص 146 - 147 ، ح 123 ؛ معجم احاديث الإمام المهدى ، ج 2 ، ص 247 - 253 ، ح 551 - 554 در اين كتاب مآخذ بسيارى براى اين حديث ذكر شده است . احقاق الحق ، ج 13 ، ص 85 ، 86 و ج 29 ، ص 88 - 90 ؛ قرب الإسناد ، ص 351 ، أجوبة الإمام الرضا ، ح 1260 . حضرت آقاى شيخ مهدى فقيه ايمانى نيز طى رسالهاى 73 مورد از مصادر اهل سنت كه اين حديث را نقل كردهاند برشمرده است . ( رسالهء مصادر حديث « من مات و لم يعرف إمام زمانه » چاپ شده در مجموعه مقالات كنگره شيخ مفيد ، ش 28 ) . در خبر ديگرى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد شده است : « من مات و لم يعرف إمام زمانه فليمت إن شاء يهوديا و إن شاء نصرانيا » ( بداية المعارف الإلهية ، ج 2 ، ص 21 به نقل از رسالة المسائل الخمسون از فخر رازى ، ص 384 ) .