المحقق الأردبيلي
45
اصول دين ( فارسى )
ثواب بسيار است و سعادت بيشمار ، حرام مىكرد و نهى مىنمود و خوردن شراب ، حسن و خوب مىبود و گزاردن نماز و رياضت نفس ، قبيح و بد ، و اين اصلا قصور نمىداشت و بر خدا جايز بود . و همچنين است واجب ساختن قتل و آزار يتيم و حرام كردن احسان و نوازش يتيمان ، بلكه به دوزخ بردن مطيع و به بهشت بردن عاصى رواست . آرى اين را كسى تجويز مىكند كه از عقل بهرهاى و نصيبى ندارد ، زيراكه عقلى دانستن اينها فرع هوش و عقل است و چون آن بىهوش عقل ندارد اينها را عقلى خود نمىداند و هرگاه كه عقل از ميان برخاست ، گفتن امثال اينها بلكه بالاتر ممكن است . و غالبا كه سبب همين است قايل شدن به آنكه همهء افعال بنده از خداست و او را اصلا در كردن افعال اختيار نيست . و فرق نمىكند ميان كسى كه دست به اختيار جنباند با آنكه مرضى داشته باشد كه دست او بىاختيار جنبد و ميان كسى كه از نردبان فرود آيد و آنكه از بام بىاختيار به زير افتد و به آنكه زانى و فاسق را به دوزخ برد باوجود آنكه خود زنا و فسق را در او به فعل آورده و او را اختيار و مدخلى در آن نيست . و عابد را تعظيم و تكريم كند به واسطهء عبادت ، و ثواب و مزد دهد باآنكه او هيچ كارى نكرده باشد . و نهى اول شده باشد در قرآن و حديث و همچنين امر دوم ، پس زينهار كه تأمّل كن و ترك تقليد نماى . و السلام على من اتّبع الهدى .