المحقق الأردبيلي
39
اصول دين ( فارسى )
به همه مساوى است . و اين ظاهر است . و ديگر آنكه بديهة ارادهء واجب ، ممكن را ، محال نيست . گويا به اين اراده كرده خداى تعالى به قول او : لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا . « 1 » ديگر آنكه واجب عين وجود است چنانچه معلوم شد و وجود يكى است چنانچه ثابت شده در محل خود . پس واجب يكى باشد . ديگر آنكه نفى شريك و دوئيت و اثبات وحدانيت در قرآن بسيار است مثل قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ يعنى : « بگو اى محمّد كه خدا يكى است » . و شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ « 2 » يعنى : « گواهى مىدهد خداى كه نيست خدايى به غير از او . » و لا إِلهَ إِلَّا هُوَ « 3 » ، يعنى : « اللّه تعالى خداى است نه غيراو » . و غيراينها نيز از آيات و اخبار بسيار است و هيچكس در آن خلاف نكرده . دويم آنكه خداى تعالى مركّب نيست يعنى جزء ندارد ، زيراكه اگر مركّب باشد محتاج باشد در وجود خود به اجزاء ، و خداى تعالى جلّ جلاله محتاج به غير نيست و إلّا خدا نباشد .
--> ( 1 ) . سورهء انبياء ( 21 ) : 22 . ( 2 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) : 18 . ( 3 ) . سورهء هود ( 11 ) : 14 ؛ سورهء طه ( 20 ) : 8 و 98 ؛ سورهء مؤمنون ( 23 ) : 116 ؛ سورهء قصص ( 28 ) : 70 و 88 ؛ سورهء فاطر ( 35 ) : 3 ؛ سورهء زمر ( 39 ) : 6 ؛ سورهء غافر ( 40 ) : 3 و 62 و 65 ؛ سورهء حشر ( 59 ) : 22 و 23 ؛ سورهء تغابن ( 64 ) : 13 ؛ سورهء مزمّل ( 73 ) : 9 .