المحقق الأردبيلي
147
اصول دين ( فارسى )
صحّتش نشده و حمل بر مباشر ، به اجماع باطل . پس مراد ، حضرت امير باشد . و اين مجاز متعارف است با آنكه مىگويند كه در بعضى از كتب سير مذكور است كه حضرت خود مباشر قتل او شد . و بيرون رفتن حضرت از خير امت معنى ندارد ؛ چرا كه داخل نيست و بيرون رفتن او از خير الخلق ضرر در عمومش در مابقى نمىكند و آنرا ضعيف نمىسازد و چنانچه در اصول قرار يافته كه عام مخصّص حجّت است در باقى . چهارم ، گفته كه : « حضرت فرمود كه : أخي و وزيري و خير من أتركه بعدي يقضي ديني و ينجز وعدي علي بن أبي طالب » « 1 » . و جواب گفته كه : « اين دلالت بر افضليت نمىكند « 2 » » . پنجم ، گفته كه : « حضرت گفت به فاطمه عليها السّلام كه : آيا تو راضى نيستى كه من تو را تزويج كردم به بهترين امّت خود ؟ » « 3 » و جواب گفته كه : « عام نيست تا بهتر باشد از جميع وجوه ؛ شايد كه مراد به بهترى ، به اعتبار خويشى و شفقت باشد » . « 4 » ششم ، گفته كه : « حضرت فرمود كه : « خير من أتركه بعدي عليّ » . « 5 » و جواب گفته كه : « لازم نمىآيد كه بهتر از همه وجه باشد » . « 6 » هفتم ، گفته كه : حضرت فرمود : « أنا سيّد العالمين و عليّ سيّد العرب » ؛ يعنى : « من بهترين عالميانم و على بهترين عرب است » .
--> ( 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 ) . شرح المواقف ، ج 8 ، ص 368 .