المحقق الأردبيلي
12
اصول دين ( فارسى )
حديقه مىنويسد : در باب اجماع و خلافت [ خلاف ظ ] ايشان در « رسالهاى كه هم به فارسى نوشته شده » ، سخن گذشت . مراد مؤلف ، همان مطالب منقول از منهاج الأصول و شرح مختصر الأصول عضدى است كه در مورد پيش گذشت . د ) در صفحهء 27 حديقه مىنويسد : حاصل كلام آنكه ايشان [ اهل سنت ] خود معترفند - چنان كه در رساله ذكر نموديم - كه به غير از اتّفاق و اجماع ، دليلى بر اين مدّعا [ امامت خلفا ] ندارند . در اصول دين هم مىنويسد : « حاصل سخن آنكه ايشان اعتراف كردند به آنكه دليلى غيراجماع ندارند بر امامت » . « 1 » ه ) در صفحهء 479 حديقه در بحث از نصوص وارد شده بر ائمّهء اثنا عشر ، مىنويسد : بعضى از آن دلائل [ نصوص بر ائمّه اثنا عشر ] را كه اين فقير از كتاب نصوص نقل نموده و در رساله ذكر كرده ، بعد از اين در اين مختصر ايراد مىنمايد . اردبيلى بعد از مطالب بالا ، به نقل چندين روايت در باب مذكور پرداخته است « 2 » . در اصول دين بدون نام بردن از كتاب نصوص - كه همان
--> ( 1 ) . اصول دين ، ص 321 - 322 . ( 2 ) . حديقة الشيعه ، ص 480 - 487 . به هنگام نقل اولين حديث از احاديث مذكور ، باز مىنويسد : « حديث اوّل كه در رساله منقول است از صاحب نصوص ، اين است » كه مرادش از « رسالهء » ، اصول دين است ( حديقه ، ص 485 ) .