المحقق الأردبيلي

112

اصول دين ( فارسى )

و آداب به او نمودن و به دادن سيّدة النساء به او . و ثانيا نصّ كرد به او در مثل غدير خم چنان كه گذشت . ثالثا وصيت كرد و خواست كه چيزى بنويسد و گفتند كه « هذيان مىگويد » چنان كه در بعضى احاديث است و در كتب ايشان مذكور . « 1 » رابعا علاج در آن ديد كه ايشان در مدينه نباشند ، نشد . و شهرت اينها و بودن در كتب ايشان به مرتبه‌اى است كه منع صحت آن كردن ، مكابره است و رسوايى . و به واسطهء اين است كه سيد شريف در شرح مواقف نقلكرده از آمدى كه : مسلمانان پيش از وفات حضرت ، بر يك طريقه و عقيده بودند مگر منافقين . و بعد از آن هنوز حضرت فوت نشده بود كه خلاف در ميان ايشان پيدا شد در امور اجتهاديه كه موجب ايمان و كفر نيست و غرض ايشان اقامت دين بود مثل خلاف ايشان در قول حضرت كه در مرض موت فرمود كه : « ايتوني بقرطاس أكتب لكم كتابا لا تضلّوا بعدي » حتى قال عمر : إنّ النبيّ قد غلبه الوجع ، حسبنا كتاب اللّه . يعنى : حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در مرضى كه فوت شد فرمود كه : « كاغذى بياريد كه چيزى بنويسم كه اگر به آن عمل كنيد هرگز گمراه نشويد » و عمر گفت : پيغمبر را غالب شده است درد ،

--> ( 1 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 184 . فأفاق عليه و آله السلام فنظر إليهم ، ثمّ قال : « ايتوني بدواة و كتف ، أكتب لكم كتابا لا تضلّوا بعده أبدا » ثمّ أغمي عليه ، فقام بعض من حضر يلتمس دواة و كتفا فقال له عمر : ارجع ، فإنّه يهجر ! فرجع . دلائل الصدق ( ج 3 ، ص 62 - 70 ) مصادر اين حديث را نقل كرده است .