المحقق الأردبيلي
107
اصول دين ( فارسى )
نمود تا ابى بكر بر او نماز نگزارد . « 1 » و معلوم مىشود كه حضرت امير نيز از ابى بكر ايذا يافته . و پوشيده نيست كه ايذاى ايشان ، ايذاى پيغمبر است ، بلكه ايذاى خداى تعالى ، چنان كه معلوم شد پيش از اين و اين ظاهر است بر وجهى كه محل نزاع و خلاف نيست . و از غرايب و عجايب است جواب ملا على قوشچى در اين ماده كه « حاكم را نمىرسد كه حكم كند به مجرد گواهى يك مرد و زن ، و اگرچه مدّعى معصوم باشد و به علم خود حكم مىكند ، اگرچه شاهد نباشد » « 2 » زيراكه خود فرض عصمت كرد . پس معلوم شد نزد حاكم كه مدّعى راست گويد و نيز خود گفت كه حاكم به علم خود حكم مىتواند كرد با آنكه حضرت فاطمه ، امام حسن و امام حسين را نيز به گواهى برد چنانچه در مواقف مذكور است . « 3 » و به يك گواه و سوگند ، مال ثابت مىشود و فدك مالى بود كه حضرت خير النساء متصرّف بود ، بىمنازعى . پس منع او از فدك نمودن و از او گواه طلبيدن و قبول گواهان او نكردن خلاف حق باشد . و ديگر آنكه ، روزى ابى بكر بر منبر رفت و گفت : « أقيلونى فلست بخيركم و علي فيكم » « 4 » ؛ يعنى : « بر طرف سازيد بيعت امامت
--> ( 1 ) . الاختصاص ، ص 183 - 185 . ( 2 ) . شرح تجريد قوشچى ، ص 480 . ( 3 ) . المواقف چاپ شده ضمن شرح المواقف ، ج 7 ، ص 356 . ( 4 ) . تجريد الاعتقاد ، ص 244 ؛ اثبات الهداة ، ج 2 ، ص 366 - 367 به نقل از تاريخ طبرى و انساب الاشراف و الفضائل سمعانى و ابو عبيده ؛ شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 169 ؛ نهج الحق ، ص 264 .