المحقق الأردبيلي
549
حديقة الشيعة ( فارسى )
تواريخ و احاديث « 1 » ، حديثى است كه از حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله مروى است كه فرمود : روزى در مسجد نشسته بوديم كه مردى بلند قامت چون نخل خرمائى داخل مسجد شده من گفتم اين شخص مىبايد كه از فرزندان آدم نباشد ، اصحاب گفتند : يا رسول اللّه ! به غير از اولاد آدم كسى مىباشد ؟ گفتم : بلى و اين يكى از آنهاست . پس نزديك آمده سلام داد و جواب شنيد . رسول خدا از او پرسيد كه تو كيستى ؟ گفت : من هام بن هيم بن لا قيس بن ابليسم ! گفت : ميان تو و ابليس دو واسطه است . گفت : بلى ؛ در زمانى كه قابيل هابيل را قتل نمود من طفل بودم و در حزب كفار داخل تا آنكه در دست نوح عليه السّلام مسلمان شدم و تأديب گشتم و بعد از آن به خدمت هود پيغمبر رسيدم و با او نماز كردم و از او تعليم صحف نازله بر ادريس نبى يافتم و به خدمت پدر تو ابراهيم عليه السّلام رسيدم و مرا تعليم صحف نمود و در آتش ، انيس او بودم و بعد از آن به خدمت برادرت اسماعيل و اسحاق و يعقوب رسيدم و در چاه و زندان با يوسف عليه السّلام بودم و به خدمت برادرت موسى رسيدم و تورات را خواندم و يوشع بن نون و داود نبى را خدمت كردم و در جنگ جالوت ، اعانت طالوت نمودم و به صحبت سليمان و آصف بن برخيا مشرف گشتم و برادرت عيسى را خدمت كردم و جميع پيغمبران خصوصا عيسى عليه السّلام همه تو را سلام رسانيدهاند . پس آن حضرت فرمود كه بر جميع انبيا و رسل و برادرم عيسى سلام و رحمت و بركات الهى باد ، ما دام كه آسمان و زمين باشد و بر تو كه حفظ وصيت و اداى امانت نمودى حاجتى كه دارى بخواه . هام گفت : حاجت من آن است كه امّت را امر فرمائى كه اطاعت و فرمانبردارى وصى تو نمايند و از مخالفت فرمان او نهى فرمائى كه من هلاك امم ماضيه را در نافرمانى اوصيا ديدهام .
--> ( 1 ) . بصائر الدرجات ص 98 - 102 .