المحقق الأردبيلي
756
حديقة الشيعة ( فارسى )
و عطّار در كتاب جوهر الذات تعريف فرعون كرده و مىگويد : « تو هم مثل اوئى انا الحق بگو » و در آن كتاب صريح دعوى خدائى كرده و محيى الدين در كتاب « فتوحات » « 1 » مىگويد : « سبحان من اظهر الاشياء و هو عينها » ، و علاء الدوله سمنانى كه يكى از مشايخ اين طايفه است او را به اين واسطه طعن زده و دشنام داده « 2 » چنان كه اشاره به آن شده و شيخ عزيز نسفى و عبد الرزاق كاشى و عطّار و ملاى روم و بسيار كس غير ايشان از متأخرين صوفيه اين مذهب را خوش كردهاند و در نظم و نثر خود اظهار اين اعتقاد نمودهاند . و اين جماعت ، خدا را تشبيه به دريا كرده و مخلوقات را به موج دريا و مىگويند كه ظاهر است كه موج دريا عين درياست ، يعنى مخلوقات همه خدايند و اين طايفه كسانى را كه دعوى خدائى كردهاند - خواه در پردهء حلول و اتحاد و وحدت وجود و خواه خارج از اين پرده - مانند نمرود و شدّاد و فرعون را ، دوست مىدارند و همه را از خود مىشمارند . نمىدانم كيست از متأخرين شيعه كه فريب اين طايفه را خورده ايشان را از نيكان پنداشته است و بعضى ديگر تقليد او كردهاند ؟ ليكن مىدانم كه متقدّمين علماى اماميه اين قوم را مذمت بسيار كردهاند و كتابها مشتمل بر طعن ايشان نوشتهاند و از اصحاب عصمت عليهم السّلام احاديث در رد و بطلان و كفر ايشان نقل كردهاند با آنكه در آن زمان هنوز كسى از اين طاغيان به وحدت وجود قايل نشده بود و اگر كسى آن احاديث و كتابها را ديده باشد و عاقل و منصف باشد از قول محمد بن يعقوب كلينى - نوّر اللّه مرقده - كه در كتاب كافى مىفرمايد : « باب دخول الصوفية على ابى عبد اللّه و احتجاجهم عليه » « 3 » مىبايد كه اين گروه ، از مخالفان
--> بيدار ؛ در هر دو آنها و نسخه بدلها ، به جاى « لحق » ، « الحق » آمده است . ( 1 ) . فتوحات ابن عربى ج 2 ، ص 459 . ( 2 ) . الدرر الكامنة ج 1 ، ص 251 . ( 3 ) . الكافى كلينى ج 5 ، ص 65 .