المحقق الأردبيلي
748
حديقة الشيعة ( فارسى )
چون تواند بود كه مذهبى و بدعتى كه در زمان امام جعفر صادق عليه السّلام وضع كنند كه همه ائمه معصومين عليهم السّلام اهل آن بدعت را به مبتدعه موسوم سازند ؟ چنان كه بر پيروى كنندگان احاديث ايشان ظاهر است آن حضرت در آن باب سخن نگويد و خاموش بنشيند . و ديگر بدان كه از آن جناب در ردّ طايفه مبتدعه احاديث منقول بسيار است و اگر چه از باقى ائمهء اثنى عشر كه از اولاد اطهار آن حضرتاند حديث بسيار در ردّ آن جماعت مروى است ، امّا از آن حضرت احاديث در آن باب بيشتر است و آباء كرام و عظام آن حضرت از پديد آمدن اين گروه خبر دادهاند و اكثر ائمه معصومين عليهم السّلام بلكه رسول حضرت رب العالمين صلّى اللّه عليه و آله نيز اين طايفه را لعنت كردهاند و از لعنت كردن خدا و از لعنت كردن ملائكه بر ايشان ، خبر دادهاند . لكن بعضى از آنها كه دعوى علم كردهاند از آن بىخبر بودهاند كه راضى به اين طريق شدند و جمعى تقيه نام كرده آن را پنهان داشتهاند و جماعتى ميل به دنيا كرده در اخفاى آن كوشيدهاند بلكه بعضى آن طريق مذمومه را دانسته اما براى دنيا و نفع دنيا پيش گرفتهاند . و اما از جملهء احاديثى كه از حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله مروى است و مشهور است ، حديثى است كه آن را در چند كتاب از كتابهاى قدماى شيعه و علماى ايشان ديدهام و از متأخرين شيخ ورّام بن ابى فراس رحمه اللّه در مجموعهء خود « 1 » ذكر آن كرده و آن حديث اين است كه رسول خدا در اثناى سفارشهائى كه مىفرموده ابا ذر غفارى را فرموده كه « يا ابا ذر ! يكون فى آخر الزمان قوم يلبسون الصوف فى صيفهم و شتائهم ، يرون الفضل لهم بذلك على غيرهم ، اولئك تلعنهم ملائكة السّماء و الارض » و صريح تر از اين هم از پيغمبر حديث در طعن ايشان هست و گفتيم كه احاديث در اين باب بسيار است . و در باب ابو هاشم كوفى نيز كه واضع اين مذهب است احاديث وارد است
--> ( 1 ) . مجموعهء ورّام ج 2 ، ص 66 .