المحقق الأردبيلي
520
حديقة الشيعة ( فارسى )
جاىهاى خود بنشينيد كه نماز صبح را يا يك ركعت آن نماز را با رسول خدا در خواهيد يافت . باد به امر او ، باز ما را به هوا برده سير مىفرمود تا آنكه در وقت نماز صبح به مسجد مدينه رسيديم و ركعت دوم نماز را ، ركعت اول گرفته نماز را تمام كرديم و چون از تعقيب فارغ شديم رسول خدا به من التفات نموده فرمود : يا انس ! تو مىگوئى يا من بگويم آنچه ديدى و شنيدى ؟ ! گفتم : يا رسول اللّه ! حديث از دهن شما شيرينتر است . پس ابتدا نموده از اول تا آخر آنچه بر ما گذشته بود به نحوى بيان فرمود كه گوئى با ما بوده است و چون حكايت را تمام كرد فرمود : يا انس ! در وقتى كه ابن عمّ من از تو گواهى طلبد گواهى خواهى داد ؟ گفتم : بلى يا رسول اللّه . و چون آن حضرت رحلت نمود و ابو بكر به قهر و عدوان متولى امر خلافت شد امير المؤمنين عليه السّلام حاضر شده در حضور جمعى كثير گفت : اى انس ! حكايت روز بساط و چشمهء آب را نقل كن و گواهى كه رسول خدا به آن فرموده بود بده ! من گفتم : يا على ! پيرى مرا دريافته و همه چيز را فراموش كردهام ! ؟ گفت : اگر مداهنه نمائى و به خاطر داشته باشى و بعد از آنكه پيغمبر فرموده كتمان شهادت كرده باشى حق تعالى سفيدى در روى تو و آتش در جوف تو و كورى در چشم تو پديد آرد كه پنهان نتوانى داشت . و من از آن مجلس برنخاستم الّا به آن سه مرض گرفتار شدم و الحال قادر به روزهء ماه مبارك رمضان نيستم و طعام در معدهء من قرار نمىگيرد و به آن حال بود تا بمرد و عجبتر آنكه شنيده شد - و العهدة على الراوى - كه اولاد او نيز مبروص مىباشند - نعوذ باللّه منه - . و أيضا احاديث بساط به روشى كه علماى اماميه - كثرهم اللّه - ذكر نمودهاند يكى آن است كه در كتاب « المجموع الرائق » كه ظاهرا از مصنفات صدوق يعنى ابن بابويه قدّس سرّه باشد « 1 » ذكر شده و چون حديث طولانى است و مع هذا تا عربى ناخوانده را
--> ( 1 ) . مجموع الرائق 2 / 327 - 336 ( چاپ ارشاد اسلامى ) ؛ مناقب ابن شهر آشوب 2 / 337 به اختصار از