المحقق الأردبيلي
733
حديقة الشيعة ( فارسى )
مىدهم كه خدا يكى است و به غير از او خدائى نيست و محمد صلّى اللّه عليه و آله كه جدّ تست رسول خدا است و تو وصى و جانشين رسولى و اميدوارم كه ان شاء اللّه تعالى از عقب عريضه توفيق رسيدن به خدمت بيابم و بعد از مدتى اندك به خدمت آن حضرت رسيد و اسلامش نيكو شد و از دوستان و شيعيان آن حضرت بود و خدمت آن حضرت را به پادشاهى ترجيح مىداد تا به بهشت رسيد . و ايضا روايت نمودهاند « 1 » كه شخصى از مردم جبل به خدمت آن حضرت آمده مبلغ ده هزار درهم نزد آن حضرت گذاشته گفت : من روانهء حج مىشوم و توقع دارم كه اين مبلغ را تا آمدن من ، خانهاى در اينجا بخريد و روانه شد . وقتى كه برگشت و به خدمت امام عليه السّلام رسيد و از خريدن خانه پرسيد آن حضرت فرمود كه از براى تو خانهاى خريدهام كه يك حد آن به خانهء رسول خداست و حدى ديگر به خانهء مرتضى على عليه السّلام است و حد سوم به خانه امام حسن عليه السّلام و چهارم به خانهء امام حسين عليه السّلام و در اين كاغذ حدود آن خانه را نوشته مهر كردهام اگر راضى هستى سند بستان و الّا هر خانه كه درين شهر بپسندى از برايت خريدارى كنم . چون آن مرد اين سخن بشنيد خوش وقت شد و گفت : من به اين سودا راضيم . پس آن حضرت آن مبلغ را به فقراى اولاد امام حسن و امام حسين عليهما السّلام قسمت نمود و آن مرد روانهء منزل خود شده چون به خانه رسيد بيمار شد و اهل بيت خود را جمع نموده ايشان را قسم داد كه آن كاغذ را با او در قبر او نهند و خويشان به وصيّت او عمل نمودند و چون صبح شد ديدند كه همان كاغذ بر روى قبر اوست و بر پشت كاغذ نوشته كه به خدا قسم كه امام جعفر صادق عليه السّلام هرچه فرموده بود به آن وفا نمود و آن خانه را به من دادند و مرا از دوزخ ايمن ساختند . و ايضا مذكور است « 2 » كه حماد بن عيسى از آن حضرت عليه السّلام استدعا نمود كه
--> ( 1 ) . الخرائج راوندى ج 1 ، ص 303 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح راوندى ج 1 ، ص 304 .