المحقق الأردبيلي
718
حديقة الشيعة ( فارسى )
حبّنا كالمفرط فى بغضنا » ؛ يعنى كسى كه در دوستى ما افراط كند چون كسى است كه در دشمنى ما افراط كرده باشد . بايد كه مردمان حق خويشى و قرابت ما را به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رعايت نمايند و مرتبه و مقامى كه ما را نيست از براى ما اثبات نكنند كه حق تعالى ما را به گناه ما مىگيرد و به فضل و رحمت خود ما را مىنوازد . و حسين بن على مردى خدا ترس و گوشهگير و متقى و مستجاب الدّعوة بود . و در كشف الغمّه از او رضى اللّه عنه نقل كرده « 1 » كه گفت : ابراهيم بن هشام مخزومى را والى مدينه كرده بودند ، او هر جمعه مردم را در مسجد رسول خدا جمع مىكرد و بر منبر مىرفت و هرچه به خودش لايق بود از سبّ و شتم نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام مىگفت و آن سرور دين و دنيا را به بدى ياد مىكرد و روزى در اثناى آنكه او در كار خود مشغول بود من به منبر رسول خدا چسبيدم و به خداى تعالى ناليدم از آنكه تاب شنيدن آنچه آن ملعون مىگفت نداشتم ، ديدم كه قبر رسول خدا شكافته شد و مردى سفيدپوش بيرون آمده گفت : يا عبد اللّه مىشنوى كه اين مرد چه مىگويد ؟ گفتم : بلى من مىشنوم و از آن در رنج و آزارم . گفت : چشم بگشا و قدرت الهى را ببين . چون نگاه كردم ديدم كه ابراهيم از منبر جدا شده بلند شد و چنان بر زمين نقش بست كه فرياد از نهاد مردمان برآمد و با هزارسالهها برابر شد . من شكر الهى به جاى آورده شادمان به خانه رفتم . و حسن بن على محدث و فاضل و جليل القدر بود و در كتاب « نصوص » و ديگر كتابها از او به سند صحيح نقل شده « 2 » كه گفت : در حضور من مردى از پدرم پرسيد عدد ائمه و اوصيا چند است ؟ او فرمود كه دوازده است و دست مبارك بر دوش برادرم امام محمد باقر عليه السّلام نهاده گفت : « سبعة من صلب هذا » ؛ يعنى از جمله دوازده تن ، هفت كس از پشت اين پسر من خواهد بود . و زيد بن على - به غير از امام
--> ( 1 ) . كشف الغمّه ج 2 ، ص 343 . ( 2 ) . كفاية الاثر خزّاز ص 239 .