المحقق الأردبيلي

708

حديقة الشيعة ( فارسى )

با چهار هزار كس بر سر اهل مدينه آمد و سه روز قتل و غارت نمود و خلق بسيار كشته شدند و آن گروه مال بسيار به غارت بردند و بعد از آن اهل مدينه مىگفتند كه امام محمد باقر عليه السّلام گفت ما نشنيديم ايشان اهل بيت نبوّتند بعد از اين سخن او را رد نبايد كرد . و ايضا در همان كتاب « دلايل » « 1 » حميرى از زيد بن حازم روايت نموده كه گفت با ابى جعفر محمد بن على الباقر عليهما السّلام بودم كه زيد بن على يعنى برادرش بر ما گذشت و چون او غايب شد امام فرمود كه عن قريب در كوفه خروج مىكند و خود را و جمعى كثير را به كشتن مىدهد و بسى بر نيامد كه قضيه زيد روى نمود و همين قضيه را حسين بن راشد نقل نموده به اين طريق كه در خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام حكايت زيد مذكور شد فرمود : خدا بر او رحمت كناد پدرم به او گفت كه خروج مكن كه پيش از خروج سفيانى هر كه از اولاد فاطمه بر يكى از سلاطين خروج كند كشته مىشود و من بر تو مىترسم كه مقتول و مصلوب شده باشى در بيرون كوفه ، او نشنيد و به همان طريق كه پدرم خبر داده بود آن قضيه روى نمود و حكايت سفيانى در وقت ذكر حضرت صاحب الامر عليه السّلام مذكور خواهد شد . و ايضا در « فصول المهمه » « 2 » از امام جعفر صادق عليه السّلام نقل نموده كه فرمود : پدرم در وقت بيمارى مرا طلب نموده وصيت فرمود به چيزى چند . گفتم : اى پدر بزرگوار ، من در شما اثر موت نمىبينم و امروز از همه روز بهتريد الحمد للّه . فرمود : اى فرزند ، نشنيده‌اى كه جدّت على بن الحسين مرا طلبيد و فرمود كه در آمدن تعجيل كن و بعد از لمحه‌اى به جوار رحمت الهى و اصل شد . و ايضا در كشف الغمّه « 3 » مذكور است كه عباد بن كثير بصرى گفت كه رفتم به

--> ( 1 ) . فصول المهمه ص 218 . ( 2 ) . فصول المهمه ص 220 . ( 3 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 353 .