المحقق الأردبيلي
517
حديقة الشيعة ( فارسى )
چون بر زمين رسيديم از ما پرسيد كه هيچ مىدانيد كه در كدام زمين و كدام مكانيد شما ؟ ما گفتيم : نمىدانيم . فرمود كه اين محل كهف و رقيم است و اين جائيست كه اصحاب كهف خوابيدهاند ؛ پس برخيزيد و بر ايشان سلام كنيد . پس ما يك يك برخاستيم و بر ايشان سلام كرديم و هيچيك از ما جواب نشنيد . پس على برخاست و گفت : « السلام عليكم يا معاشر الصديقين و الشهداء » پس شنيديم كه به يك بار همه گفتند : « و عليك السلام و رحمة اللّه و بركاته » . أنس گويد : پس من گفتم چه بود ايشان را كه جواب سلام ما ندادند و ردّ سلام ترا كردند ؟ پس حضرت على عليه السّلام باز متوجه ايشان شده گفت : چه بود شما را كه رد سلام بر برادران ما نكرديد ؟ ايشان در جواب گفتند كه ما گروه راستگويان و شهيدانيم و به آن مأموريم كه بعد از مردن حرف نزنيم و تكلم نكنيم مگر با پيغمبرى يا وصى پيغمبرى . و بعد از آن باد را خطاب نمود كه ما را بردار . باد ما را برداشت و به همان جلدى و تندى بساط را مىبرد تا آنكه باد را امر نمود كه بساط را بر زمين گذار . چون بر زمين آمديم خود را در زمين مدينه يافتيم پس على عليه السّلام گفت : ما رسول خدا را در آخر ركعت نماز خواهيم يافت . پس چون آمديم ديديم كه رسول خدا در آخر ركعت نماز است و قرائت سورهء كهف را به اينجا رسانيده كه أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ « 1 » تا آخر آيه . و ثعلبى نيز همين حديث را به همين طريق نقل كرده به اين زيادتى كه پس اصحاب كهف به حال خود خوابيدند و به همان حال خواهند بود تا آخر الزمان كه حضرت مهدى هادى ظهور كند آن حضرت بر ايشان سلام كند و حق تعالى ايشان را زنده كند و جواب سلام او را خواهند داد و باز تا روز قيامت خواهند خوابيد و چون همه خلقان محشور شوند ايشان از خواب بيدار گشته به عرصات خواهند آمد . و ايضا به اسناد صحيح از ابى جعده مروى است « 2 » كه در بصره حاضر شدم به
--> ( 1 ) . سوره كهف ، آيه 9 . ( 2 ) . مجموع الرائق 2 / 344 - 346 ؛ احسن الكبار ( مخطوط ) ص 203 « الفضائل » ابن شاذان ص 173 با مختصر تفاوت .