المحقق الأردبيلي
697
حديقة الشيعة ( فارسى )
و ايضا نقل نموده كه شبى امام عليه السّلام آب وضو طلبيد چون آوردند فرمود كه درين آب حيوانى مرده است و به اين آب وضو نمىتوان كرد . چون چراغ برده تفحص نمودند موشى در آن آب افتاده و مرده بود ؛ پس آب از چاه ديگر آوردند . « 1 » و در كشف الغمّه از امام جعفر صادق عليه السّلام روايت نموده « 2 » كه روزى در طواف مردى و زنى را دست بر حجر الاسود چسبيده هرچند جهد كردند باز كنند نتوانستند تا آنكه رأيها بر آن قرار گرفت كه هر دو دست را ببرند . درين فكر بودند كه آن حضرت پيدا شد و چون بر حال ايشان مطّلع شد ، دست مبارك بر بالاى دست ايشان گذاشت به بركت دست امام عليه السّلام آن دو كس را دست از حجر الاسود جدا شده توبه و انابه پيش گرفته به راه خود رفتند و كسى سرّ آن را نيافت و در حديث ديگر آمده كه آن مرد ساعد آن زن را برهنه ديد دست خود را خواست كه به دست او بمالد دست هر دو بهم چسبيده و به فتواى علماى عصر حاكم خواست كه دست هر دو را ببرد تا از هم جدا شود ، به دعاى امام عليه السّلام از هم جدا شد . و ايضا آوردهاند كه روزى در حضور آن حضرت حرف از ثواب و گناه مىگذشت فرمود كه « عجبت لمن يحتمى من الطعام لمضرته كيف لا يحتمى من الذنوب لمضرته ! » « 3 » ؛ يعنى عجب دارم من از آن كسان كه پرهيز از طعام مىكنند آنكه مبادا مضرتى به ايشان برساند و پرهيز از گناه نمىكنند كه مبادا بدى و جزاى آن به ايشان عايد گردد . و درين باب فرموده كه « ايّاك الابتهاج بالذّنب فان الابتهاج به اعظم من ركوبه » « 4 » ؛ يعنى زنهار كه مسرور نباشى به گناهى كه از تو سر زده چه خوشحالى به گناه
--> ( 1 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 322 ؛ دلائل الامامة طبرى ص 208 . ( 2 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 323 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 51 اين كرامت را براى امام حسين 7 ذكر كرده است . ( 3 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 319 ، بحار الانوار ج 78 ، ص 159 . ( 4 ) . كشف الغمه ج 2 ، ص 320 ؛ بحار ج 78 ، ص 159 .