المحقق الأردبيلي

507

حديقة الشيعة ( فارسى )

خوابيده و دو مار نزد او حاضرند چون ماران ابو طالب را ديده پنهان گشتند ابو طالب نزد مثرم آمده گفت : « السلام عليك يا ولى اللّه و رحمة اللّه و بركاته » فى الحال به قدرت ذو الجلال مثرم زنده شده برخاست و دست بر روى خود فرود آورده گفت : « اشهد ان لا إله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد أنّ محمدا عبده و رسوله و اشهد ان عليا ولى اللّه و الامام ، بعد نبى اللّه » ابو طالب مژده ولادت شاه ولايت پناه به مثرم رسانيد . مثرم گفت : يا ابا طالب ! التماس دارم كه آثار و علامات آن شب را با كيفيت ولادت آن حضرت به تفصيل بيان فرمائى . ابو طالب علامات آن شب را كه چون روز روشن بود بيان فرمود گفت : چون از آن شب ثلثى گذشت ديدم كه اثر وضع حمل بر فاطمه ظاهر گرديد و رنگش متغير شد من كلمات نجات بر او خواندم از حضرت عزت سهولت ولادت به جهت او مسألت نمودم . پس فاطمه را آرام و آسايش به هم رسيد آنگاه با او گفتم اگر خواهى جمعى از زنان را حاضر سازم كه درين امر ممدّ تو باشند ؟ گفت رضا از تست كه ناگاه از كنجى از كنجهاى خانه آوازى شنيدم كه كسى مىگويد كه يا ابا طالب در احضار زنان توقف نما كه دست نجس مشركان به بدن طاهر سرور مؤمنان نرسد و بعد از لمحه‌اى ديدم كه چهار زن حاضر شدند جامه‌هاى حرير سفيد پوشيده و از ايشان بوى مشك اذفر به مشام من مىرسيد و به اتفاق متوجه فاطمه شدند و گفتند : « السلام عليك يا ولية اللّه ! » فاطمه جواب ايشان داده بعد از آن بر دور او قرار گرفتند و با ايشان ظرفى از نقره بود چون نشسته با فاطمه به مصاحبت و مؤانست و گفتگو مشغول شده مددى كه بايد مىنمودند تا على عليه السّلام متولد شد من بىتابانه نزد او رفتم ديدم كه روى مباركش چون خورشيد در لمعان است از مشاهدهء او در حيرت بودم كه ديدم بر زمين سجده كرده و به فصاحت بيان و طلاقت زبان گفت : « اشهد ان لا إله الا اللّه وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد انى ولى اللّه و وصى رسول اللّه و