المحقق الأردبيلي
مقدمه 13
حديقة الشيعة ( فارسى )
زندگى خود شريك كردن است و به اصطلاح « مردمى » بوده است . « در سالى گرانى بود و مقدس آنچه از طعام و غذا داشت بين فقراء و نيازمندان تقسيم كرد و خود نيز همانند فقرا يك سهم از آن برداشت و اين كار پسنديدهاش را همچنان در آن دوران خشكسالى و گرانى ادامه مىداد تا اينكه صبر و بردبارى زوجهاش به سر آمد و بر اين شيوه فقيرنوازى مقدس اعتراض نمود و گفت : فرزندانت را از اين غذاها محروم مىسازى تا آنها مجبور شوند در اين سالهاى كمبود و گرانى و پرمشقت و ندارى ، دست نياز به سوى مردم گشايند ؟ مقدس اردبيلى بعد از اين گفتگو ، همسرش را ترك گفت و به مسجد كوفه شتافت و در آنجا به اعتكاف نشست . روز دوم اعتكافش شخصى ناشناس مقدارى غذاى پاكيزه از گندم خوب و آرد نرم و مرغوب به منزل مقدس آورد و به همسرش تحويل داد و در ضمن گفت : اين غذا و آرد را صاحب منزل فرستاد و خودش در مسجد جامع به اعتكاف نشسته است ! اعتكاف سه روزه مقدس اتمام يافت و ايشان روانه منزل شد . همسرش گفت : طعامى را كه توسط اعرابى براى ما فرستادى خوب طعامى است . مقدس كه از اين ماجرا بىاطلاع بود متعجب گشت و فهميد كه اين عنايت از كجاست و خدا را سپاس گفت . « 1 » او در اين كار نيز به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله اقتدا كرده است چرا كه پيامبر از آنچه خدا روزيش مىكرد بيش از آذوقه يك سال بر نمىداشت آن هم اندكى از خرما و جو بود ، و ما بقى را در راه خدا صرف مىكرد . هرچه از وى مىخواستند عطا مىكرد بعد نوبت مىرسيد به قوت يك سال خود ، از آن هم ايثار مىفرمود و چه بسا پيش از آنكه سال تمام شود ذخيرهاش تمام مىگشت و خود محتاج آذوقه مىگرديد . « 2 » 4 - شيخ محمد حرز الدين صاحب « معارف الرجال » يكى از رؤياهاى صادقه مقدس اردبيلى را در كتابش آورده كه : مقدس اردبيلى سخت بيمار گشت كه اصولا اميد
--> ( 1 ) - « مستدرك الوسائل » ، ج 3 / 392 . ( 2 ) - « سنن النبى » ، ص 37