محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )
35
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )
لذا نيازمند ساختن شهرى شدند . « ادريس » دوم به مهندسين و معماران ، دستور ساختن شهرى زيبا داد . نقشهء شهر را طرحريزى و شروع بساختمان ، نمودند ، دستور ساختن مساجد و مدارس و بازارها ، داده شد ، در ضمن اعلاميهئى صادر ، و خاطرنشان كرد : هركس بنائى ساخت و درختى كاشت به او تعلق خواهد داشت . مردم ساختمانهاى بسيارى ساخته و درختان فراوانى كاشتند . گروهى هم از سرزمين پارس ، بر او وارد شده و مورد عنايت او قرار گرفتند ، مقدارى زمين نيز به آنان واگذار كرد ، تا براى خود ساختمان نموده و در آنجا بمانند . شهرسازى به پايان رسيد ، نام او را « فاس » نهاد ، روز جمعهاى براى افتتاح شهر به مسجد جامع ، رهسپار شد و بر فراز منبر بالا رفت و سخنرانى جامعى ايراد كرد . و در پايان سخنرانى دستها را بعنوان نيايش به طرف بالا گرفته و چنين گفت : بارالها تو ميدانى ، من از ساختن اين شهر قصد خودنمائى و بزرگمنشى نداشتم و مقصودم سالوسگرى و تزوير و مباهات نبود ، و نظرم بندگى تو بود ، و خواستم در اينجا ، تو را ستايش كنند ، و كتاب مقدست را تلاوت نمايند ، شريعت و حدود آن و سنت پيامبرت ، تا دنيا بپاست ، بپاى داشته شود . خداوندا : براى ساكنين اين شهر ، از تو توفيق آرزومندم ، و آنانرا كمك بنماى ، بر خوبيها وادار كن . شرارت دشمنانشانرا از آنها بازدار ، شمشير فتنه و آشوب و پراكندگى را از اين اجتماع دورفرما ، زيرا : تو هستى كه بر همه چيز توانائى . مردم يكصدا بدعاى او آمين گفتند .