محمد جواد مغنية ( مترجم : محمد بحرينى كاشمرى )
30
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى )
خود توانست واقعيت را به آنان بفهماند و وادارشان سازد مسلمان شوند ايشان هم پذيرفتند . سپس به مقر فرماندهى خود بازگشته و باستراحت پرداخت . ادريس و سومين نبرد : پس از آسايش ارتش ، ادريس براى سومين مرتبه فرمان حمله را صادر كرد . خود با سربازان ، بسوى تلمستان رهسپار گشتند . اما هنوز وارد جنگ نشده بودند كه رهبر شهر ، با گروهى به استقبال او بيرون آمدند ، و امان خواستند . ادريس ، پذيرفت ، و آنان بيعت كردند ، و سپس وارد شهر گشته و دستور ساختن مسجد آبرومند و با استحكامى ، داد و نيز امر كرد منبرى بسازند و اين جملات را بر او بنويسند : بسم اللّه الرحمن الرحيم هذا ما امر به الامام ادريس بن عبد اللّه بن حسن بن على بن ابيطالب و ذالك فى صفر سنة 174 . « ابن خلدون » در مقدمهاش مينويسد : تا به امروز ، نام ادريس زينتبخش آن منبر است . خبر فعاليتها و كشورگشائى ادريس ، به هارون رسيد ، و از عاقبت آن ترسيد ، و يقين كرد ، اگر چارهء او را نكند ، در آينده ، حريف « ادريس » نخواهد گشت . بهتر از هر راهى اين راه را انتخاب كرد ، كه در خانهاش ، بدون زحمت ، او را از پا درآورد . چون از مقام وى و دوستى مردم آن سامان ، نسبت به خاندان پيامبر ، آگهى داشت ، صلاح را در اين ديد كه با وى از در نيرنگ بيرون آيد ، و همين كار را هم كرد . شماخ جاسوس به وليله آمد شماخ مرد زيركى بود ، « هارون » او را براى اجراى منويات خود در نظر گرفت ، بوى پيشنهاد سفر مراكش را نمود ، پول فراوان و زهر كشندهئى در اختيارش قرار داده و بوى سفارش نمود كه : بايد